<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[IranCG Forum - همه انجمن ها]]></title>
		<link>http://irancg.com/forum/</link>
		<description><![CDATA[IranCG Forum - http://irancg.com/forum]]></description>
		<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 17:13:35 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[مورچه کارگر انیمیشن با نرم افزار Maya]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5603</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 20:44:51 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5603</guid>
			<description><![CDATA[سلام خدمت تک تک دوستان عزیز و گرامی <img src="http://irancg.com/forum/richedit/smileys/YahooIM/8.gif" border="0" alt="[تصویر: 8.gif&#93;" /> <br />
این انیمیشن یک کار تک نفر است و ساخته بنده حقیر می باشد که درسال 86 آن را طی مدت سه الی چهار ماه به اتمام رساندم و در واقع اولین تجربه کاری من با مایا بود<br />
مدت زمان این انیمیشن 8 دقیقه میباشد و توانستم در جشنواره حرکت دو جایزه وِیژه - و در جشنواره طنز طهران مقام دوم را کسب کنم <br />
<br />
دوستان عزیز می توانند این انیمشن را با کیفیت مطلوب از لینک زیر دانلود کنید<br />
در ساخت این انیمیشن از نرم افزارهای <br />
<br />
Maya <br />
Combustion<br />
Photoshop<br />
برای رندر هم از <br />
Mental Ray<br />
Turtel<br />
استفاده کردم<br />
موفق و موید باشید <br />
<br />
<a href="http://www.vimeo.com/9838983" target="_blank">http://www.vimeo.com/9838983</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام خدمت تک تک دوستان عزیز و گرامی <img src="http://irancg.com/forum/richedit/smileys/YahooIM/8.gif" border="0" alt="[تصویر: 8.gif]" /> <br />
این انیمیشن یک کار تک نفر است و ساخته بنده حقیر می باشد که درسال 86 آن را طی مدت سه الی چهار ماه به اتمام رساندم و در واقع اولین تجربه کاری من با مایا بود<br />
مدت زمان این انیمیشن 8 دقیقه میباشد و توانستم در جشنواره حرکت دو جایزه وِیژه - و در جشنواره طنز طهران مقام دوم را کسب کنم <br />
<br />
دوستان عزیز می توانند این انیمشن را با کیفیت مطلوب از لینک زیر دانلود کنید<br />
در ساخت این انیمیشن از نرم افزارهای <br />
<br />
Maya <br />
Combustion<br />
Photoshop<br />
برای رندر هم از <br />
Mental Ray<br />
Turtel<br />
استفاده کردم<br />
موفق و موید باشید <br />
<br />
<a href="http://www.vimeo.com/9838983" target="_blank">http://www.vimeo.com/9838983</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[غرق شدن در دنياي طراحي]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5600</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:37:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5600</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">بسياري از طراحان، زماني که دچار کمبود ايده مي‌شوند، سراغ گالري‌هاي طراحان ديگر مي‌روند تا ايده‌هاي تازه پيدا کنند. مشکلات اندکي را مي‌توان با اين مساله حل کرد، به‌علاوه آن‌که، بايد توجه داشت که خط بسيار باريکي بين الهام گرفتن و کپي‌کردن وجود دارد. در ضمن نگاه‌کردن به ‌وب‌سايت‌هاي طراحي شده محدوديت‌هايي دارد، به ويژه اگر به‌دنبال راه حل تازه‌اي مي‌گرديد. راه‌هاي ساده‌تري براي ايده گرفتن وجود دارد که طراحان مي‌توانند از آنها استفاده کنند که در زير چند نمونه از آنها آورده شده است:</font><br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134558.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268134558.jpg&#93;" /></div>
<br />
<font color="#8064a2">عکاسي</font><br />
<br />
ميلياردها عکس و تصوير آنلاين وجود دارد که شما مي‌توانيد هرجايي که نياز داريد از آنها الهام بگيريد. به‌ترکيب، رنگ‌ و توازن يک تصوير نگاه کنيد و ايده بگيريد. همچنين داستاني که در پشت يک تصوير وجود دارد را در ذهن داشته باشيد و به اين فکر کنيد که چگونه مي‌توانيد چيزهاي شبيه و مرتبط با آنها را در طراحي خود به‌کار بگيريد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">طراحي بسته‌بندي</font><br />
<br />
از طراحي بسته‌بندي‌ها، به‌راحتي مي‌توانيد ايده‌هايي بگيريد که بدون کپي کردن، در طراحي خود استفاده کنيد. يک تغيير کوچک در فرمت، مي‌تواند به‌حدي آن را تغيير دهد که به‌سختي بتوان آن را تشخيص داد. مساله جالب در مورد بسته‌بندي‌ها اين است که نياز نيست به جايي برويد تا آنها را بيابيد، کافي است به‌اطراف نگاه کنيد و هر بسته‌اي را که مي‌بينيد به‌دقت مورد بررسي قرار دهيد و نقاط مثبت و ضعف آنها را يادداشت کنيد، از همين يادداشت‌ها مي‌توانيد طرح‌هاي خود را دگرگون‌کنيد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">مسافرت</font><br />
<br />
سفر کردن به محل‌هاي جديد مي‌تواند راهي عالي براي دريافت ايده باشد. هر موقع که براي تعطيلات آخر هفته يا يک مسافرت طولاني‌مدت به محلي سفر کنيد، نوآوري خود را زنده مي‌کنيد. سعي کنيد جايي برويد که تا حالا نرفتيد يا زمان زيادي در آنجا نبوديد. زماني را براي شناسايي مکاني که رفتيد بگذاريد و تا حد امکان از توريست‌ها دوري کنيد. شيوه سفرکردنتان مي‌تواند به اندازه سرنوشتتان مهم باشد. وقتي صحبت از مسافرت مي‌شود، بيشتر سفر با هواپيما به ذهن مي‌آيد ولي چرا با اتوبوس يا قطار سفر نکنيم؟ يا حتي با ماشين شخصي؛ مگر اين‌که مقصد خيلي دور باشد. تغيير در شکل سفر کردن، ممکن است ايده‌هاي بسياري براي شما در برداشته باشد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">موسيقي</font><br />
<br />
گوش دادن به موسيقي، مي‌تواند بهترين راه براي عبور از يک بن‌بست باشد. بسياري از ما زماني که کار مي‌کنيم موسيقي گوش مي‌دهيم، اما برخي براي دريافت ايده‌، موسيقي گوش مي‌دهند. فرض کنيد مي‌خواهيد براي يک فروشگاه لباس حاملگي، سايت طراحي کنيد. اگر قرار باشد آلبوم‌هاي سبک دوم متال را هنگام طراحي مرور کنيد، نه شما و نه مشتري از طرح زده شده رضايت نخواهيد داشت. اگر موسيقي آرام‌تري گوش کنيد، نتيجه قطعا بهتر است. سعي کنيد از موسيقي‌ تصوير ذهني‌ بسازيد و آن را براي پروژه‌تان ترجمه کنيد.<br />
<br />
اگر موسيقي خوب گوش کنيد، به‌زودي، با ايده‌هاي جديدي که در طراحي‌هايتان به‌کار مي‌بريد، مطرح خواهيد شد. البته توجه کنيد که اگر به سبک‌هاي موسيقي مثل جاز، کانتري يا هر سبک موسيقيايي ديگر، علاقه نداريد، خود را به‌اين دليل که آنها توصيفي براي پروژه در دست شما هستند، مجبور به گوش دادن نکنيد، زيرا از آن پس هرکاري که مي‌کنيد شما را اذيت مي‌کند. پس يا در سکوت کار کنيد يا موسيقي که در حالت‌هاي عادي گوش مي‌کنيد، پخش کنيد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">خوراكي و نوشيدني</font><br />
<br />
همه مي‌دانيم لذتي که در غذا خوردن دست مي‌دهد، کمتر جاي ديگري مي‌توان پيدا کرد! اگر وسط طراحي قفل کرديد و راهکاري به ذهنتان نمي‌رسيد و وقت ناهار بود، به‌بهترين رستوراني که پولتان مي‌رسد و دلتان براي غذاهايش تنگ شده است برويد و غذايي که دوست داريد را مزه مزه کنيد. البته بايد به چيزي فراتر از سير کردن شکم خود بينديشيد. به تمام بخش‌هاي غذا که در زمان مناسب و در جاي مناسب کنار هم گذاشته شده‌اند فکر کنيد و کار خود را با آشپزي موازي بدانيد. به شيوه‌اي نگاه کنيد که غذا در ظرف گذاشته شده‌ است، با چه‌چيزي تزيين شده ‌است، چقدر فضاي خالي دارد و ... تمام اين موارد در يک غذا خوردن ساده نهفته‌اند. به اين فکر کنيد که چگونه مي‌توانيد آنها را در پروژه خود به‌کار ببريد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">کتاب‌هاي مصور</font><br />
<br />
کتاب‌هاي مصوري (Comic Books) که براي بچه‌ها تنظيم مي‌شوند، پر از طرح‌هاي گرافيکي زيبا هستند. خود تصاوير يک منبع خوب براي الهام گرفتن هستند ولي مي‌توان از فن بيان و طرح‌بندي به‌کار رفته در اين تصاوير نيز، کمک گرفت. به رنگ‌ها، فونت‌ها و اندازه‌هاي آنها و چگونگي قرار گرفتن آنها در صفحه دقت کنيد. همچنين به توازن ميان المان‌هاي گرافيکي و اطلاعات محدودي که در هر صفحه قرار داده شده ‌است نگاه کنيد. تمام اين‌ها درس‌هايي هستند که مي‌توانند راهي جلوي پاي شما قرار دهند.<br />
<br />
محمدحسين کردوني<br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">بسياري از طراحان، زماني که دچار کمبود ايده مي‌شوند، سراغ گالري‌هاي طراحان ديگر مي‌روند تا ايده‌هاي تازه پيدا کنند. مشکلات اندکي را مي‌توان با اين مساله حل کرد، به‌علاوه آن‌که، بايد توجه داشت که خط بسيار باريکي بين الهام گرفتن و کپي‌کردن وجود دارد. در ضمن نگاه‌کردن به ‌وب‌سايت‌هاي طراحي شده محدوديت‌هايي دارد، به ويژه اگر به‌دنبال راه حل تازه‌اي مي‌گرديد. راه‌هاي ساده‌تري براي ايده گرفتن وجود دارد که طراحان مي‌توانند از آنها استفاده کنند که در زير چند نمونه از آنها آورده شده است:</font><br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134558.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268134558.jpg]" /></div>
<br />
<font color="#8064a2">عکاسي</font><br />
<br />
ميلياردها عکس و تصوير آنلاين وجود دارد که شما مي‌توانيد هرجايي که نياز داريد از آنها الهام بگيريد. به‌ترکيب، رنگ‌ و توازن يک تصوير نگاه کنيد و ايده بگيريد. همچنين داستاني که در پشت يک تصوير وجود دارد را در ذهن داشته باشيد و به اين فکر کنيد که چگونه مي‌توانيد چيزهاي شبيه و مرتبط با آنها را در طراحي خود به‌کار بگيريد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">طراحي بسته‌بندي</font><br />
<br />
از طراحي بسته‌بندي‌ها، به‌راحتي مي‌توانيد ايده‌هايي بگيريد که بدون کپي کردن، در طراحي خود استفاده کنيد. يک تغيير کوچک در فرمت، مي‌تواند به‌حدي آن را تغيير دهد که به‌سختي بتوان آن را تشخيص داد. مساله جالب در مورد بسته‌بندي‌ها اين است که نياز نيست به جايي برويد تا آنها را بيابيد، کافي است به‌اطراف نگاه کنيد و هر بسته‌اي را که مي‌بينيد به‌دقت مورد بررسي قرار دهيد و نقاط مثبت و ضعف آنها را يادداشت کنيد، از همين يادداشت‌ها مي‌توانيد طرح‌هاي خود را دگرگون‌کنيد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">مسافرت</font><br />
<br />
سفر کردن به محل‌هاي جديد مي‌تواند راهي عالي براي دريافت ايده باشد. هر موقع که براي تعطيلات آخر هفته يا يک مسافرت طولاني‌مدت به محلي سفر کنيد، نوآوري خود را زنده مي‌کنيد. سعي کنيد جايي برويد که تا حالا نرفتيد يا زمان زيادي در آنجا نبوديد. زماني را براي شناسايي مکاني که رفتيد بگذاريد و تا حد امکان از توريست‌ها دوري کنيد. شيوه سفرکردنتان مي‌تواند به اندازه سرنوشتتان مهم باشد. وقتي صحبت از مسافرت مي‌شود، بيشتر سفر با هواپيما به ذهن مي‌آيد ولي چرا با اتوبوس يا قطار سفر نکنيم؟ يا حتي با ماشين شخصي؛ مگر اين‌که مقصد خيلي دور باشد. تغيير در شکل سفر کردن، ممکن است ايده‌هاي بسياري براي شما در برداشته باشد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">موسيقي</font><br />
<br />
گوش دادن به موسيقي، مي‌تواند بهترين راه براي عبور از يک بن‌بست باشد. بسياري از ما زماني که کار مي‌کنيم موسيقي گوش مي‌دهيم، اما برخي براي دريافت ايده‌، موسيقي گوش مي‌دهند. فرض کنيد مي‌خواهيد براي يک فروشگاه لباس حاملگي، سايت طراحي کنيد. اگر قرار باشد آلبوم‌هاي سبک دوم متال را هنگام طراحي مرور کنيد، نه شما و نه مشتري از طرح زده شده رضايت نخواهيد داشت. اگر موسيقي آرام‌تري گوش کنيد، نتيجه قطعا بهتر است. سعي کنيد از موسيقي‌ تصوير ذهني‌ بسازيد و آن را براي پروژه‌تان ترجمه کنيد.<br />
<br />
اگر موسيقي خوب گوش کنيد، به‌زودي، با ايده‌هاي جديدي که در طراحي‌هايتان به‌کار مي‌بريد، مطرح خواهيد شد. البته توجه کنيد که اگر به سبک‌هاي موسيقي مثل جاز، کانتري يا هر سبک موسيقيايي ديگر، علاقه نداريد، خود را به‌اين دليل که آنها توصيفي براي پروژه در دست شما هستند، مجبور به گوش دادن نکنيد، زيرا از آن پس هرکاري که مي‌کنيد شما را اذيت مي‌کند. پس يا در سکوت کار کنيد يا موسيقي که در حالت‌هاي عادي گوش مي‌کنيد، پخش کنيد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">خوراكي و نوشيدني</font><br />
<br />
همه مي‌دانيم لذتي که در غذا خوردن دست مي‌دهد، کمتر جاي ديگري مي‌توان پيدا کرد! اگر وسط طراحي قفل کرديد و راهکاري به ذهنتان نمي‌رسيد و وقت ناهار بود، به‌بهترين رستوراني که پولتان مي‌رسد و دلتان براي غذاهايش تنگ شده است برويد و غذايي که دوست داريد را مزه مزه کنيد. البته بايد به چيزي فراتر از سير کردن شکم خود بينديشيد. به تمام بخش‌هاي غذا که در زمان مناسب و در جاي مناسب کنار هم گذاشته شده‌اند فکر کنيد و کار خود را با آشپزي موازي بدانيد. به شيوه‌اي نگاه کنيد که غذا در ظرف گذاشته شده‌ است، با چه‌چيزي تزيين شده ‌است، چقدر فضاي خالي دارد و ... تمام اين موارد در يک غذا خوردن ساده نهفته‌اند. به اين فکر کنيد که چگونه مي‌توانيد آنها را در پروژه خود به‌کار ببريد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">کتاب‌هاي مصور</font><br />
<br />
کتاب‌هاي مصوري (Comic Books) که براي بچه‌ها تنظيم مي‌شوند، پر از طرح‌هاي گرافيکي زيبا هستند. خود تصاوير يک منبع خوب براي الهام گرفتن هستند ولي مي‌توان از فن بيان و طرح‌بندي به‌کار رفته در اين تصاوير نيز، کمک گرفت. به رنگ‌ها، فونت‌ها و اندازه‌هاي آنها و چگونگي قرار گرفتن آنها در صفحه دقت کنيد. همچنين به توازن ميان المان‌هاي گرافيکي و اطلاعات محدودي که در هر صفحه قرار داده شده ‌است نگاه کنيد. تمام اين‌ها درس‌هايي هستند که مي‌توانند راهي جلوي پاي شما قرار دهند.<br />
<br />
محمدحسين کردوني<br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پرسش و پاسخی کوتاه با “لو رومانو”]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5599</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:34:42 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5599</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">لو رومانوLou Romano، متولد سال 1972 در شهر سن دیه گو است. طراحی و نقاشی را از کودکی آغاز کرد وبه تحصیل در زمینه طراحی و تصویرسازی در زمان دبیرستان و دانشگاه ادامه داد. در سال 1990 به کالج کال آرت The California Institute of the Arts رفت و در آنجا انیمیشن را آموخت. </font><br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134316.png" border="0" alt="[تصویر: 1268134316.png&#93;" /></div>
<br />
لو رومانو کار جدی در زمینه ی انیمیشن را با طراحی و تصویر سازی برای انیمیشنهایی چون مجموعه ی The Powerpuff Girls و فیلم غول آهنی The Iron Giant  آغاز کرد. در سال 2004 موفق به دریافت جایزه انی Annie بخاطر طراحی برای فیلم باورنکردنی ها The Incredibles شد. در فیلم رتتویی Ratatouille او شخصیت لینگویینی  Linguini را طراحی کرد و بجای او نیز در فیلم صحبت کرد.آثار او در قالب کتابهای متعدد و همچنین در نشریات معتبری چون  به چاپ رسیده اند.<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134362.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268134362.jpg&#93;" /></div>
<font color="#8064a2">نام :</font> لو رومانو<br />
<br />
<font color="#8064a2">سن </font>: 36<br />
<br />
<font color="#8064a2">شغل :</font> کارگردان هنری فیلمهای انیمیشن و تصویرگر<br />
<br />
<font color="#8064a2">تحصیلات:</font> من طراحی شخصیت و فیلمسازی را در کالج Cal Arts آموختم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">کارهایی که انجام داده اید و بیش از همه به آنها افتخار می کنید:</font> اگر بخواهم به کارهای حرفه ای اشاره کنم، بدون تردید “باورنکردنی ها The Incredibles” را نام خواهم برد. تصور میکنم که رد پا و تاثیر طراحی ها ی من در این فیلم بیش از هر فیلم دیگری دیده میشود. طراحی های من به درستی به تصاویر فیلم منتقل شده اند.<br />
<br />
<font color="#8064a2">کارهایی که انجام داده اید و کمتر از همه به آنها افتخار میکنید</font> : در فیلم گربه ها نمی رقصند( Cats Don’t Dance(1997،من دستیار در طراحی جلوه های ویژه بودم. من در آن فیلم ، صحنه ی سقوط کیک فنجانی ها بر روی زمین را متحرک سازی کردم. فیلم، یک فیلم معمولی و متوسط بود اما در آن زمان من واقعا میخواستم کار در زمینه جلوه های ویژه را نیز امتحان کنم. حالا می توانم بگویم که چندان به کارم در آن فیلم مفتخر نیستم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">پروژه هایی که این روزها در آنها کار می کنید و پروژه های احتمالی بعدی :</font> در حال حاضر مشغول کار کردن بر روی یک پروژه ی شخصی و مستقل هستم و ضمنا بر روی یک پروژه ی تصویر سازی وساخت فیلم بر اساس آثاری از ادگار الن پو Edgar Allan Poe نیز کار میکنم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">چیزها یی که از آنها تاثیر گرفته اید : خیلی چیزها :</font> موسیقی کلاسیک و ادبیات،هنر مدرن و تصویر سازی ، سینما و چیزهایی که صحنه را تکمیل می کنند مثل :  گریم، طراحی صحنه و جلوه های ویژه، فرهنگ باستانی و…این لیست میتواند همچنان ادامه داشته باشد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">هنرمند محبوب:</font> دو هنرمند: آلیس و مارتین پروونسن Alice &amp; Martin Provensen<br />
<br />
<font color="#8064a2">قلم و کاغذ یا ماوس :</font> هردو را دوست دارم. این روزها با ابزارهای کلاسیک مانند گواش یا آکریلیک کندتر از وسایل دیجیتال کار می کنم اما واقعا از هردو لذت می برم. باید اعتراف کنم که هنوز در کار کردن بر روی بوم و مقوا ، چیزی هست که وزین تر و راضی کننده تر از کارهای دیجیتالی است.<br />
<br />
<font color="#8064a2">موسیقی که گوش می کنید:</font> بیشتر کلاسیک : باربر Barber ، راخمانینف Rachmaninoff و استراوینسکی  Stravinsky از آهنگسازانی هستند که من بارها و بارها آثارشان را می شنوم. به اپرا و موسیقی فیلم هم علاقمندم . به موسیقی روز چندان علاقمند نیستم اما برخی هنرمندان پاپ/ راک قدیمی تر مانند تاکینگ هدز Talking Heads را هم دوست دارم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">عاداتی که هنگام کار کردن دارید :</font> همیشه لباسم را کثیف می کنم! حتی اگر روپوش بپوشم هم لباسهای زیرش را رنگی می کنم!<br />
<br />
<font color="#8064a2">کار در هنگام روز یا شب:</font> کار کردن در شب را ترجیح می دهم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">سه فیلمی را که ترجیح میدهید در یک روز تعطیل در خانه ببینید: </font>جنگ تایتانها ، امپراطوری دوباره میتازد و هفتمین سفر سنباد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">محبوبترین انیمیشن کلاسیک:</font> این اواخر بارها و بارها “شمشیر در سنگ ” را دیده ام.<br />
<br />
<font color="#8064a2">هنر کلاسیک یا هنر مدرن: </font>به هنر و صنایع دستی فرهنگ های باستانی مانند هنر یونانی و سلتی همیشه علاقه داشته ام اما به هنر مدرن قرن بیستم نیز علاقمندم : پیکاسو Pablo Picasso ، بن شان Ben Shahn ، هنری مور Henry Moore . کارهای تبلیغاتی و تصویر سازی های سالهای میانه قرن بیستم نیز همیشه برایم جذاب بوده اند.<br />
<br />
<font color="#8064a2">کمدی یا درام : </font>درام<br />
<br />
<font color="#8064a2">سخت ترین لحظات در زندگی حرفه ای : </font>متحرکسازی صحنه ی سقوط کیک های فنجانی در فیلم گربه ها نمی رقصند.<br />
<br />
<font color="#8064a2">و شیرین ترین لخظات :</font> نخستین روز نمایش “باورنکردنی ها” در هالییوود.<br />
<br />
<font color="#8064a2">و بالاخره توصیه ی شما :</font> بهترین توصیه ای که تا به امروز شنیده ام، توصیه ای بود که روی کریستوفر Roy Christophe ، طراح تولید، هنگام دریافت یک جایزه اسکار افتخاری به زبان آورد :” جسور باشید”<br />
<br />
مترجم: مهبد بذرافشان<br />
منبع: انيميشن امروز<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">لو رومانوLou Romano، متولد سال 1972 در شهر سن دیه گو است. طراحی و نقاشی را از کودکی آغاز کرد وبه تحصیل در زمینه طراحی و تصویرسازی در زمان دبیرستان و دانشگاه ادامه داد. در سال 1990 به کالج کال آرت The California Institute of the Arts رفت و در آنجا انیمیشن را آموخت. </font><br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134316.png" border="0" alt="[تصویر: 1268134316.png]" /></div>
<br />
لو رومانو کار جدی در زمینه ی انیمیشن را با طراحی و تصویر سازی برای انیمیشنهایی چون مجموعه ی The Powerpuff Girls و فیلم غول آهنی The Iron Giant  آغاز کرد. در سال 2004 موفق به دریافت جایزه انی Annie بخاطر طراحی برای فیلم باورنکردنی ها The Incredibles شد. در فیلم رتتویی Ratatouille او شخصیت لینگویینی  Linguini را طراحی کرد و بجای او نیز در فیلم صحبت کرد.آثار او در قالب کتابهای متعدد و همچنین در نشریات معتبری چون  به چاپ رسیده اند.<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134362.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268134362.jpg]" /></div>
<font color="#8064a2">نام :</font> لو رومانو<br />
<br />
<font color="#8064a2">سن </font>: 36<br />
<br />
<font color="#8064a2">شغل :</font> کارگردان هنری فیلمهای انیمیشن و تصویرگر<br />
<br />
<font color="#8064a2">تحصیلات:</font> من طراحی شخصیت و فیلمسازی را در کالج Cal Arts آموختم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">کارهایی که انجام داده اید و بیش از همه به آنها افتخار می کنید:</font> اگر بخواهم به کارهای حرفه ای اشاره کنم، بدون تردید “باورنکردنی ها The Incredibles” را نام خواهم برد. تصور میکنم که رد پا و تاثیر طراحی ها ی من در این فیلم بیش از هر فیلم دیگری دیده میشود. طراحی های من به درستی به تصاویر فیلم منتقل شده اند.<br />
<br />
<font color="#8064a2">کارهایی که انجام داده اید و کمتر از همه به آنها افتخار میکنید</font> : در فیلم گربه ها نمی رقصند( Cats Don’t Dance(1997،من دستیار در طراحی جلوه های ویژه بودم. من در آن فیلم ، صحنه ی سقوط کیک فنجانی ها بر روی زمین را متحرک سازی کردم. فیلم، یک فیلم معمولی و متوسط بود اما در آن زمان من واقعا میخواستم کار در زمینه جلوه های ویژه را نیز امتحان کنم. حالا می توانم بگویم که چندان به کارم در آن فیلم مفتخر نیستم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">پروژه هایی که این روزها در آنها کار می کنید و پروژه های احتمالی بعدی :</font> در حال حاضر مشغول کار کردن بر روی یک پروژه ی شخصی و مستقل هستم و ضمنا بر روی یک پروژه ی تصویر سازی وساخت فیلم بر اساس آثاری از ادگار الن پو Edgar Allan Poe نیز کار میکنم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">چیزها یی که از آنها تاثیر گرفته اید : خیلی چیزها :</font> موسیقی کلاسیک و ادبیات،هنر مدرن و تصویر سازی ، سینما و چیزهایی که صحنه را تکمیل می کنند مثل :  گریم، طراحی صحنه و جلوه های ویژه، فرهنگ باستانی و…این لیست میتواند همچنان ادامه داشته باشد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">هنرمند محبوب:</font> دو هنرمند: آلیس و مارتین پروونسن Alice &amp; Martin Provensen<br />
<br />
<font color="#8064a2">قلم و کاغذ یا ماوس :</font> هردو را دوست دارم. این روزها با ابزارهای کلاسیک مانند گواش یا آکریلیک کندتر از وسایل دیجیتال کار می کنم اما واقعا از هردو لذت می برم. باید اعتراف کنم که هنوز در کار کردن بر روی بوم و مقوا ، چیزی هست که وزین تر و راضی کننده تر از کارهای دیجیتالی است.<br />
<br />
<font color="#8064a2">موسیقی که گوش می کنید:</font> بیشتر کلاسیک : باربر Barber ، راخمانینف Rachmaninoff و استراوینسکی  Stravinsky از آهنگسازانی هستند که من بارها و بارها آثارشان را می شنوم. به اپرا و موسیقی فیلم هم علاقمندم . به موسیقی روز چندان علاقمند نیستم اما برخی هنرمندان پاپ/ راک قدیمی تر مانند تاکینگ هدز Talking Heads را هم دوست دارم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">عاداتی که هنگام کار کردن دارید :</font> همیشه لباسم را کثیف می کنم! حتی اگر روپوش بپوشم هم لباسهای زیرش را رنگی می کنم!<br />
<br />
<font color="#8064a2">کار در هنگام روز یا شب:</font> کار کردن در شب را ترجیح می دهم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">سه فیلمی را که ترجیح میدهید در یک روز تعطیل در خانه ببینید: </font>جنگ تایتانها ، امپراطوری دوباره میتازد و هفتمین سفر سنباد.<br />
<br />
<font color="#8064a2">محبوبترین انیمیشن کلاسیک:</font> این اواخر بارها و بارها “شمشیر در سنگ ” را دیده ام.<br />
<br />
<font color="#8064a2">هنر کلاسیک یا هنر مدرن: </font>به هنر و صنایع دستی فرهنگ های باستانی مانند هنر یونانی و سلتی همیشه علاقه داشته ام اما به هنر مدرن قرن بیستم نیز علاقمندم : پیکاسو Pablo Picasso ، بن شان Ben Shahn ، هنری مور Henry Moore . کارهای تبلیغاتی و تصویر سازی های سالهای میانه قرن بیستم نیز همیشه برایم جذاب بوده اند.<br />
<br />
<font color="#8064a2">کمدی یا درام : </font>درام<br />
<br />
<font color="#8064a2">سخت ترین لحظات در زندگی حرفه ای : </font>متحرکسازی صحنه ی سقوط کیک های فنجانی در فیلم گربه ها نمی رقصند.<br />
<br />
<font color="#8064a2">و شیرین ترین لخظات :</font> نخستین روز نمایش “باورنکردنی ها” در هالییوود.<br />
<br />
<font color="#8064a2">و بالاخره توصیه ی شما :</font> بهترین توصیه ای که تا به امروز شنیده ام، توصیه ای بود که روی کریستوفر Roy Christophe ، طراح تولید، هنگام دریافت یک جایزه اسکار افتخاری به زبان آورد :” جسور باشید”<br />
<br />
مترجم: مهبد بذرافشان<br />
منبع: انيميشن امروز<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[حجت: برخی انیمیشن‌ها فقط خشونت را آموزش می‌دهند / لزوم دقت در دوبله ها]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5598</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:30:37 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5598</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646"> شوکت حجت مدیر دوبلاژ و گوینده ضمن اشاره به ارتباط مستقیم کیفیت انیمیشن و دوبلاژ تاکید می‌کند نباید از کلمات هجو و لهجه در دوبله این آثار استفاده کرد.</font><br />
<br />
شوکت حجت، مدیر دوبلاژ و دوبلور درباره کیفیت پایین دوبله انیمیشن‌ها و استفاده از کلمات بی‌محتوا و نامناسب که برای کودکان بار آموزشی ندارد، به ویژه در انیمیشن‌های که  در شبکه نمایش خانگی عرضه می‌شود به خبرنگار مهر گفت: من به تازگی انیمیشن "نبرد هیولاها علیه بیگانگان" را دوبله کردم. با توجه به اینکه انیمیشن جذابی بود، سعی کردم دوبله خوبی هم داشته باشد.<br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134185.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268134185.jpg&#93;" /></div>
<br />
وی در ادامه افزود: البته گروهی هستند که سعی می‌کنند برای دوبله انیمیشن از کلماتی استفاده کنند که بامزه است. ممکن است در لحظه بچه بخندند، اما نه تنها بار آموزشی ندارد، بلکه یک فرهنگ اشتباه را به بچه‌ها یاد می‌دهد. اگر این گروه قصد دارند دوبله خوبی انجام دهند، بهتر است به جای تقلید کردن، تمرین بیشتری کنند و از لهجه هم استفاده نکنند. در واقع طبق استانداردها کار کنند و از کلمات هجو بهره نبرنند، چرا که تاثیر زیادی روی بچه‌ها می‌گذرد.<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
این مدیر دوبلاژ خاطر نشان ساخت: باید در خرید انیمیشن‌های خارجی هم دقت شود. وقتی انیمیشنی خوب باشد، گویندگان هم سعی می‌کنند دوبله آن خوب شود. شاید یکی از دلایل کیفیت پایین دوبله انیمیشن این مسئله باشد که دوبله آن زیاد جدی گرفته نمی‌شود، در حالی که انیمیشن بیشترین تاثیر را روی تربیت بچه‌ها می‌گذارد و می‌توان پیام‌ها را از طریق آن به کودکان آموزش داد.<br />
<br />
 <br />
<br />
حجت یادآور شد: متاسفانه برخی انیمیشن‌هایی خارجی که خریداری می‌شود، فقط پرخاشگری و خشونت را به بچه‌ها یاد می‌دهد. در حالی که باید انیمیشن‌هایی خریداری شود که کودکان با دیدن آنها بتوانند با فرهنگ، عشق، خانواده، رفاقت، صلح و ... آشنا شوند. در حال حاضر بچه‌های ما به دنبال سی دی هایی هستند که حاوی صحنه‌های خشن است. در واقع با دیدن این انیمیشن‌ها قصد دارند پرخاشگری خود را تخلیه کنند.<br />
<br />
 <br />
<br />
وی در ادامه افزود: می‌توان به جای خرید این همه انیمیشن خارجی، تولید انیمیشن‌های ایرانی را افزایش دهیم تا بتوانیم مفاهیم خانواده، دوستی و ... را در آن بیشتر به تصویر بکشیم.<br />
<br />
 <br />
<br />
این گوینده باسابقه ضمن اشاره به فیلم "2012" گفت: این فیلم نشان می‌دهد دنیا در حال نابودی است، به همین دلیل تاکید می‌کنم باید انیمیشن‌هایی که ترویج دهنده خشونت است، خریداری نشود. دیدن چنین فیلم‌هایی روی ذهن بچه‌ها تاثیر منفی می‌گذرد و مفاهیم خانواده، صلح، دوستی و ... برای آنها کم رنگ می‌شود.<br />
<br />
 <br />
<br />
شوکت حجت کار حرفه‌ای خود را در دوبله از سال 1363 شروع کرد. ویژگی صدای او گویندگی تیپ‌های کارتونی و بچه‌های‌ شیطان و تپل است  وی در کارتون‌های سفرهای کومان، روح سرگردان، فوتبالیست‌ها، دور دنیا در هشتاد روز، بچه‌های کوه تاراک، مجموعه "قصه‌های جزیره" و ... صحبت کرده است. حجت مدیر دوبلاژ مجموعه و فیلم‌های ساحل آرام، رابینسون کروزو، شکرستان، قصه‌های شب چله، مشاهیر ایران، سفر به آفریقا و ... بوده است.<br />
<br />
 <br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646"> شوکت حجت مدیر دوبلاژ و گوینده ضمن اشاره به ارتباط مستقیم کیفیت انیمیشن و دوبلاژ تاکید می‌کند نباید از کلمات هجو و لهجه در دوبله این آثار استفاده کرد.</font><br />
<br />
شوکت حجت، مدیر دوبلاژ و دوبلور درباره کیفیت پایین دوبله انیمیشن‌ها و استفاده از کلمات بی‌محتوا و نامناسب که برای کودکان بار آموزشی ندارد، به ویژه در انیمیشن‌های که  در شبکه نمایش خانگی عرضه می‌شود به خبرنگار مهر گفت: من به تازگی انیمیشن "نبرد هیولاها علیه بیگانگان" را دوبله کردم. با توجه به اینکه انیمیشن جذابی بود، سعی کردم دوبله خوبی هم داشته باشد.<br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134185.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268134185.jpg]" /></div>
<br />
وی در ادامه افزود: البته گروهی هستند که سعی می‌کنند برای دوبله انیمیشن از کلماتی استفاده کنند که بامزه است. ممکن است در لحظه بچه بخندند، اما نه تنها بار آموزشی ندارد، بلکه یک فرهنگ اشتباه را به بچه‌ها یاد می‌دهد. اگر این گروه قصد دارند دوبله خوبی انجام دهند، بهتر است به جای تقلید کردن، تمرین بیشتری کنند و از لهجه هم استفاده نکنند. در واقع طبق استانداردها کار کنند و از کلمات هجو بهره نبرنند، چرا که تاثیر زیادی روی بچه‌ها می‌گذرد.<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
این مدیر دوبلاژ خاطر نشان ساخت: باید در خرید انیمیشن‌های خارجی هم دقت شود. وقتی انیمیشنی خوب باشد، گویندگان هم سعی می‌کنند دوبله آن خوب شود. شاید یکی از دلایل کیفیت پایین دوبله انیمیشن این مسئله باشد که دوبله آن زیاد جدی گرفته نمی‌شود، در حالی که انیمیشن بیشترین تاثیر را روی تربیت بچه‌ها می‌گذارد و می‌توان پیام‌ها را از طریق آن به کودکان آموزش داد.<br />
<br />
 <br />
<br />
حجت یادآور شد: متاسفانه برخی انیمیشن‌هایی خارجی که خریداری می‌شود، فقط پرخاشگری و خشونت را به بچه‌ها یاد می‌دهد. در حالی که باید انیمیشن‌هایی خریداری شود که کودکان با دیدن آنها بتوانند با فرهنگ، عشق، خانواده، رفاقت، صلح و ... آشنا شوند. در حال حاضر بچه‌های ما به دنبال سی دی هایی هستند که حاوی صحنه‌های خشن است. در واقع با دیدن این انیمیشن‌ها قصد دارند پرخاشگری خود را تخلیه کنند.<br />
<br />
 <br />
<br />
وی در ادامه افزود: می‌توان به جای خرید این همه انیمیشن خارجی، تولید انیمیشن‌های ایرانی را افزایش دهیم تا بتوانیم مفاهیم خانواده، دوستی و ... را در آن بیشتر به تصویر بکشیم.<br />
<br />
 <br />
<br />
این گوینده باسابقه ضمن اشاره به فیلم "2012" گفت: این فیلم نشان می‌دهد دنیا در حال نابودی است، به همین دلیل تاکید می‌کنم باید انیمیشن‌هایی که ترویج دهنده خشونت است، خریداری نشود. دیدن چنین فیلم‌هایی روی ذهن بچه‌ها تاثیر منفی می‌گذرد و مفاهیم خانواده، صلح، دوستی و ... برای آنها کم رنگ می‌شود.<br />
<br />
 <br />
<br />
شوکت حجت کار حرفه‌ای خود را در دوبله از سال 1363 شروع کرد. ویژگی صدای او گویندگی تیپ‌های کارتونی و بچه‌های‌ شیطان و تپل است  وی در کارتون‌های سفرهای کومان، روح سرگردان، فوتبالیست‌ها، دور دنیا در هشتاد روز، بچه‌های کوه تاراک، مجموعه "قصه‌های جزیره" و ... صحبت کرده است. حجت مدیر دوبلاژ مجموعه و فیلم‌های ساحل آرام، رابینسون کروزو، شکرستان، قصه‌های شب چله، مشاهیر ایران، سفر به آفریقا و ... بوده است.<br />
<br />
 <br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اسكنر تازه وارد اپسون]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5597</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:29:24 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5597</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">مدل V500 Photo به عنوان اسكنرهاي تازه وارد عكس و ساده اپسون در بازار داخلي است كه قابليت اسكن رنگي 48bit ورودي و خروجي را دارد.</font><br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134126.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268134126.jpg&#93;" /></div>
اين دستگاه داراي ويژگي‌هايي چون، وضوح dpiو9600×6400، تجهيز به پورت USB 2.0 Hi-speed، تجهيز به چهار كليد مجزاي Scan to PDF, E-mail, Copy, Start/Power و قابليت اسكن فيلم، نگاتيو و اسلايد است. اين دستگاه اسكنر همچنين اسناد را در سايز mmو216×297 اسكن مي‌كند.<br />
V500 Photo با قيمت 438 هزار‌تومان و با ضمانت ماديران به فروش مي‌رسد. <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">مدل V500 Photo به عنوان اسكنرهاي تازه وارد عكس و ساده اپسون در بازار داخلي است كه قابليت اسكن رنگي 48bit ورودي و خروجي را دارد.</font><br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134126.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268134126.jpg]" /></div>
اين دستگاه داراي ويژگي‌هايي چون، وضوح dpiو9600×6400، تجهيز به پورت USB 2.0 Hi-speed، تجهيز به چهار كليد مجزاي Scan to PDF, E-mail, Copy, Start/Power و قابليت اسكن فيلم، نگاتيو و اسلايد است. اين دستگاه اسكنر همچنين اسناد را در سايز mmو216×297 اسكن مي‌كند.<br />
V500 Photo با قيمت 438 هزار‌تومان و با ضمانت ماديران به فروش مي‌رسد. <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چاپگرهاي تازه وارد LEXMARK]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5596</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:27:18 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5596</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">مدل E120 به عنوان چاپگر تازه وارد LEXMARK در بازار داخلي معرفي شد.</font><br />
بر اساس اعلام ماديران، عرضه‌كننده چاپگرهاي اين برند در بازار داخلي، E120 يك چاپگر تازه وارد است كه سرعت چاپ آن 19 صفحه در دقيقه با وضوح dpiو600×600 است.<br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268133972.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268133972.jpg&#93;" /></div>
حداكثر زمان لازم براي تهيه نخستين صفحه چاپي هم توسط اين چاپگر 8 ثانيه است.<br />
E120 داراي پورت USB 2.0، پردازشگر 183MHz و حافظه 8 مگابايتي است و از سيستم عامل Microsoft Windows 2000، XP، Server 2003، Vista و... پشتيباني مي‌كند. اين چاپگر با قيمت يك ميليون و 379 هزار تومان و با ضمانت ماديران به فروش مي‌رسد.<br />
اين نمايندگي همچنين مدل E260DN را از چاپگرهاي پرفروش اين برند معرفي كرد كه داراي ويژگي‌هايي چون، چاپ با وضوح<br />
dpiو1200×1200، قابليت چاپ دو رو و به كارگيري تحت شبكه و تجهيز به حافظه 32 مگابايتي است. حداكثر زمان لازم براي تهيه اولين صفحه چاپي توسط اين دستگاه هم 5/6 ثانيه است.<br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134016.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268134016.jpg&#93;" /></div>
سرعت چاپ اين دستگاه هم 33 صفحه در دقيقه است. اين دستگاه با سيستم عامل‌هاي MS-DOS/Windows سازگار است و به پورت‌هاي USB2.0, Parallel و Fast Ethernet مجهز است. E260DN با قيمت 261 هزار تومان و با ضمانت ماديران به فروش مي‌رسد.<br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">مدل E120 به عنوان چاپگر تازه وارد LEXMARK در بازار داخلي معرفي شد.</font><br />
بر اساس اعلام ماديران، عرضه‌كننده چاپگرهاي اين برند در بازار داخلي، E120 يك چاپگر تازه وارد است كه سرعت چاپ آن 19 صفحه در دقيقه با وضوح dpiو600×600 است.<br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268133972.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268133972.jpg]" /></div>
حداكثر زمان لازم براي تهيه نخستين صفحه چاپي هم توسط اين چاپگر 8 ثانيه است.<br />
E120 داراي پورت USB 2.0، پردازشگر 183MHz و حافظه 8 مگابايتي است و از سيستم عامل Microsoft Windows 2000، XP، Server 2003، Vista و... پشتيباني مي‌كند. اين چاپگر با قيمت يك ميليون و 379 هزار تومان و با ضمانت ماديران به فروش مي‌رسد.<br />
اين نمايندگي همچنين مدل E260DN را از چاپگرهاي پرفروش اين برند معرفي كرد كه داراي ويژگي‌هايي چون، چاپ با وضوح<br />
dpiو1200×1200، قابليت چاپ دو رو و به كارگيري تحت شبكه و تجهيز به حافظه 32 مگابايتي است. حداكثر زمان لازم براي تهيه اولين صفحه چاپي توسط اين دستگاه هم 5/6 ثانيه است.<br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268134016.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268134016.jpg]" /></div>
سرعت چاپ اين دستگاه هم 33 صفحه در دقيقه است. اين دستگاه با سيستم عامل‌هاي MS-DOS/Windows سازگار است و به پورت‌هاي USB2.0, Parallel و Fast Ethernet مجهز است. E260DN با قيمت 261 هزار تومان و با ضمانت ماديران به فروش مي‌رسد.<br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با انیماتور صرب]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5594</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 12:36:35 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5594</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">میومیر رایکوویچ کارگردان و انیماتور صربستانی معتقد است كودكان از سنین پایین، پیام انیمیشن‌های مختلف را به خوبی درک می‌کنند </font><br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268051753.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268051753.jpg&#93;" /></div>
انیماتور صرب:کودکان پیام انیمیشن را به خوبی درک می‌کنند<br />
میومیر رایکوویچ کارگردان و انیماتور صربستانی معتقد است كودكان از سنین پایین، پیام انیمیشن‌های مختلف را به خوبی درک می‌کنند<br />
نقل از روابط عمومی كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، این انیماتور صرب گفت: ترکیب صدا و صحنه‌هایی که کودکان در انیمیشن می‌بینند برای آنان کاملاً قابل فهم است.<br />
<br />
رییس مرکز آموزش رسانه از شهر بلگراد صربستان ادامه داد: پیام انیمیشن را آدم‌ها در هر سنی، کودکی، بزرگ‌سالی و حتی کهن‌سالی به راحتی متوجه می‌شوند زیرا تمام چیزهایی که در زندگی غیرواقعی است در دنیای انیمیشن واقعی می‌شود و این انگیزه اصلی است که کودکان خودشان کار ساخت انیمیشن را آغاز کنند.<br />
رایکوویچ خاطرنشان کرد به همین دلیل است که نام کارگاه آموزشی خود را که در تهران با حضور مربیان و اعضای مراکز کانون برپا شده، پرواز گذاشته‌ام زیرا ما با بال‌های تخیل کودکان به سرتاسر دنیا پرواز می‌کنیم.<br />
<br />
<br />
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد انیماتورهای ایرانی انیمیشن‌های زیادی را با تکنیک‌های مختلف تولید کرد‌ه‌اند که کیفیت آنها مانند بهترین انیمیشن‌های دنیاست، از انیمیشن کلاسیک که با شن کار می‌شود تا انیمیشن‌هایی که در فضای کامپیوتری ساخته می‌شود.<br />
<br />
کارگردان صربستانی همچنین گفت: موضوع‌های متنوعی از داستان‌های عامیانه تا دیدگاه‌های پیچیده و مدرن در دنیای معاصر و جدید توجه انیماتورهای ایرانی را به خوبی جلب می‌کند ضمن این که موضوع فیلم‌های انیمیشن کانون نیز از تنوع و کیفیت بالایی برخورداراست.<br />
<br />
<br />
وی یاد‌آور شد دانش آکادمیک برای کسی که می‌خواهد کار انیمیشن انجام دهد عنصر لازمی است و توصیه وی به شاگردانش این است که اگر می‌‌خواهید درست یاد بگیرید به مدرسه فیلم‌سازی بروید چرا که تهیه کنندگان انیمیشن همیشه دنبال انیماتورهایی هستند که سریع کار کنند و بودجه کمی بخواهند.<br />
رایکوویچ ادامه داد: کسانی که در حوزه انیمیشن کار می‌کنند باید با تکنولوژی و نرم‌افزارهای جدید آشنا باشند زیرا زمان، برابر پول است.<br />
<br />
<br />
انیماتور صربستانی همچنین گفت کانون نقش مهمی در آینده كودكان و نوجوانان دارد زیرا بهترین سرمایه‌‌های هر کشوری كودكان و نوجوانان آن هستند و بهترین هدیه‌ای که هر کشوری می‌تواند به آنان بدهد دانش و معلومات است و همه فعالیت‌های کانون حول محور پرورش خلاقیت كودكان و نوجوانان می‌چرخد.<br />
<br />
<br />
وی که یکی از اعضای سازمان بين‌المللي فيلم براي كودكان و نوجوانان (cifej) است با اشاره به انتقال دفتر مرکزی این سازمان به تهران، گفت: ایران یکی از دو کشوری است که اعضای زیادی در سیفژ دارد و هم اکنون مسوولیت دفتر مرکزی این سازمان را نیز متقبل شده است. ایران و کانون این توانایی را دارند که مسؤولیت مدیرکلی سیفژ، مدیریت اجرایی و منابع مورد نیاز آن را نیز تأمین کنند.<br />
<br />
<br />
رایکوویچ یادآور شد: این فرصت مناسبی است که فرهنگ، آداب و رسوم ایران به کشورهای دیگر منتقل شود و امیدوارم که کانون با سیفژ پروژه‌های بین‌المللی زیادی را شروع کند و برگزاری این کارگاه انیمیشن اولین گام برای جذب همکاری‌های بین‌المللی است.<br />
<br />
منبع: ايرانيان انيميشن<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">میومیر رایکوویچ کارگردان و انیماتور صربستانی معتقد است كودكان از سنین پایین، پیام انیمیشن‌های مختلف را به خوبی درک می‌کنند </font><br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268051753.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268051753.jpg]" /></div>
انیماتور صرب:کودکان پیام انیمیشن را به خوبی درک می‌کنند<br />
میومیر رایکوویچ کارگردان و انیماتور صربستانی معتقد است كودكان از سنین پایین، پیام انیمیشن‌های مختلف را به خوبی درک می‌کنند<br />
نقل از روابط عمومی كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، این انیماتور صرب گفت: ترکیب صدا و صحنه‌هایی که کودکان در انیمیشن می‌بینند برای آنان کاملاً قابل فهم است.<br />
<br />
رییس مرکز آموزش رسانه از شهر بلگراد صربستان ادامه داد: پیام انیمیشن را آدم‌ها در هر سنی، کودکی، بزرگ‌سالی و حتی کهن‌سالی به راحتی متوجه می‌شوند زیرا تمام چیزهایی که در زندگی غیرواقعی است در دنیای انیمیشن واقعی می‌شود و این انگیزه اصلی است که کودکان خودشان کار ساخت انیمیشن را آغاز کنند.<br />
رایکوویچ خاطرنشان کرد به همین دلیل است که نام کارگاه آموزشی خود را که در تهران با حضور مربیان و اعضای مراکز کانون برپا شده، پرواز گذاشته‌ام زیرا ما با بال‌های تخیل کودکان به سرتاسر دنیا پرواز می‌کنیم.<br />
<br />
<br />
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد انیماتورهای ایرانی انیمیشن‌های زیادی را با تکنیک‌های مختلف تولید کرد‌ه‌اند که کیفیت آنها مانند بهترین انیمیشن‌های دنیاست، از انیمیشن کلاسیک که با شن کار می‌شود تا انیمیشن‌هایی که در فضای کامپیوتری ساخته می‌شود.<br />
<br />
کارگردان صربستانی همچنین گفت: موضوع‌های متنوعی از داستان‌های عامیانه تا دیدگاه‌های پیچیده و مدرن در دنیای معاصر و جدید توجه انیماتورهای ایرانی را به خوبی جلب می‌کند ضمن این که موضوع فیلم‌های انیمیشن کانون نیز از تنوع و کیفیت بالایی برخورداراست.<br />
<br />
<br />
وی یاد‌آور شد دانش آکادمیک برای کسی که می‌خواهد کار انیمیشن انجام دهد عنصر لازمی است و توصیه وی به شاگردانش این است که اگر می‌‌خواهید درست یاد بگیرید به مدرسه فیلم‌سازی بروید چرا که تهیه کنندگان انیمیشن همیشه دنبال انیماتورهایی هستند که سریع کار کنند و بودجه کمی بخواهند.<br />
رایکوویچ ادامه داد: کسانی که در حوزه انیمیشن کار می‌کنند باید با تکنولوژی و نرم‌افزارهای جدید آشنا باشند زیرا زمان، برابر پول است.<br />
<br />
<br />
انیماتور صربستانی همچنین گفت کانون نقش مهمی در آینده كودكان و نوجوانان دارد زیرا بهترین سرمایه‌‌های هر کشوری كودكان و نوجوانان آن هستند و بهترین هدیه‌ای که هر کشوری می‌تواند به آنان بدهد دانش و معلومات است و همه فعالیت‌های کانون حول محور پرورش خلاقیت كودكان و نوجوانان می‌چرخد.<br />
<br />
<br />
وی که یکی از اعضای سازمان بين‌المللي فيلم براي كودكان و نوجوانان (cifej) است با اشاره به انتقال دفتر مرکزی این سازمان به تهران، گفت: ایران یکی از دو کشوری است که اعضای زیادی در سیفژ دارد و هم اکنون مسوولیت دفتر مرکزی این سازمان را نیز متقبل شده است. ایران و کانون این توانایی را دارند که مسؤولیت مدیرکلی سیفژ، مدیریت اجرایی و منابع مورد نیاز آن را نیز تأمین کنند.<br />
<br />
<br />
رایکوویچ یادآور شد: این فرصت مناسبی است که فرهنگ، آداب و رسوم ایران به کشورهای دیگر منتقل شود و امیدوارم که کانون با سیفژ پروژه‌های بین‌المللی زیادی را شروع کند و برگزاری این کارگاه انیمیشن اولین گام برای جذب همکاری‌های بین‌المللی است.<br />
<br />
منبع: ايرانيان انيميشن<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بالا اسكار انيميشن سال را گرفت]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5593</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 12:33:17 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5593</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">«بالا» اسكار انيميشن سال را گرفت و جف بريجز و ساندرا بولاك بهترين بازيگران مرد و زن سال 2010 شدند.</font><br />
<br />
<div align="CENTER">  <img src="http://cgload.com/images/1268051364.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268051364.jpg&#93;" /></div>
بقيه برندگان اين دوره مراسم اسكار كه طي سه ساعت گذشته اعلام و معرفي شده‌اند به شرح زير مي‌باشند.<br />
<br />
بازيگر مرد:<br />
<br />
جف بريجز براي فيلم دل ديوانه<br />
<br />
بازيگر زن:<br />
<br />
ساندرا بولاك براي فيلم بخش كور<br />
<br />
بازيگر مرد نقش مكمل:<br />
<br />
كريستف بالتز براي فيلم پدرسوخته‌هاي لعنتي<br />
<br />
بازيگر زن نقش مكمل:<br />
<br />
مو نيك براي فيلم گران‌بها‌<br />
<br />
انيميشن سال:<br />
<br />
بالا محصول مشترك كمپاني والت‌ديزني و شركت كامپيوتري پيكسار<br />
<br />
ترانه اوريژينال:<br />
<br />
براي فيلم دل ديوانه<br />
<br />
فيلمنامه اوريژينال:<br />
<br />
مارك بول براي فيلم گنجه درد<br />
<br />
گريم:<br />
<br />
سفرهاي ستاره‌اي (پيشتازان فضا)<br />
<br />
فيلمنامه اقتباسي:<br />
<br />
جفري فلچر براي فيلم گران‌بها<br />
<br />
طراحي صحنه:<br />
<br />
آواتار<br />
<br />
طراحي لباس:<br />
<br />
ويكتورياي جوان<br />
<br />
تدوين صدا:<br />
<br />
گنجه درد<br />
<br />
ميكس صدا:<br />
<br />
گنجه درد<br />
<br />
فيلمبرداري:<br />
<br />
آواتار<br />
<br />
موسيقي متن:<br />
<br />
انيميشن بالا<br />
<br />
افه‌هاي تصويري:<br />
<br />
آواتار<br />
<br />
مستند:<br />
<br />
خليج كوچك<br />
<br />
تدوين:<br />
<br />
گنجه درد<br />
<br />
فيلم خارجي سال:<br />
<br />
راز چشم‌هاي آنها (آرژانتين)<br />
<br />
رقباي اصلي دريافت بهترين فيلم سال آواتار و گنجه درد هستند.<br />
<br />
كارگردان اين دو فيلم جيمز كامرون و كاترين بيگلو براي دريافت اسكار بهترين كارگرداني سال نيز با يكديگر رقابت دارند.<br />
<br />
بهترين فيلم و كارگردان امسال مراسم اسكار تا دقايقي ديگر اعلام مي‌شود.<br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">«بالا» اسكار انيميشن سال را گرفت و جف بريجز و ساندرا بولاك بهترين بازيگران مرد و زن سال 2010 شدند.</font><br />
<br />
<div align="CENTER">  <img src="http://cgload.com/images/1268051364.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268051364.jpg]" /></div>
بقيه برندگان اين دوره مراسم اسكار كه طي سه ساعت گذشته اعلام و معرفي شده‌اند به شرح زير مي‌باشند.<br />
<br />
بازيگر مرد:<br />
<br />
جف بريجز براي فيلم دل ديوانه<br />
<br />
بازيگر زن:<br />
<br />
ساندرا بولاك براي فيلم بخش كور<br />
<br />
بازيگر مرد نقش مكمل:<br />
<br />
كريستف بالتز براي فيلم پدرسوخته‌هاي لعنتي<br />
<br />
بازيگر زن نقش مكمل:<br />
<br />
مو نيك براي فيلم گران‌بها‌<br />
<br />
انيميشن سال:<br />
<br />
بالا محصول مشترك كمپاني والت‌ديزني و شركت كامپيوتري پيكسار<br />
<br />
ترانه اوريژينال:<br />
<br />
براي فيلم دل ديوانه<br />
<br />
فيلمنامه اوريژينال:<br />
<br />
مارك بول براي فيلم گنجه درد<br />
<br />
گريم:<br />
<br />
سفرهاي ستاره‌اي (پيشتازان فضا)<br />
<br />
فيلمنامه اقتباسي:<br />
<br />
جفري فلچر براي فيلم گران‌بها<br />
<br />
طراحي صحنه:<br />
<br />
آواتار<br />
<br />
طراحي لباس:<br />
<br />
ويكتورياي جوان<br />
<br />
تدوين صدا:<br />
<br />
گنجه درد<br />
<br />
ميكس صدا:<br />
<br />
گنجه درد<br />
<br />
فيلمبرداري:<br />
<br />
آواتار<br />
<br />
موسيقي متن:<br />
<br />
انيميشن بالا<br />
<br />
افه‌هاي تصويري:<br />
<br />
آواتار<br />
<br />
مستند:<br />
<br />
خليج كوچك<br />
<br />
تدوين:<br />
<br />
گنجه درد<br />
<br />
فيلم خارجي سال:<br />
<br />
راز چشم‌هاي آنها (آرژانتين)<br />
<br />
رقباي اصلي دريافت بهترين فيلم سال آواتار و گنجه درد هستند.<br />
<br />
كارگردان اين دو فيلم جيمز كامرون و كاترين بيگلو براي دريافت اسكار بهترين كارگرداني سال نيز با يكديگر رقابت دارند.<br />
<br />
بهترين فيلم و كارگردان امسال مراسم اسكار تا دقايقي ديگر اعلام مي‌شود.<br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ساخت شماره جدید بازی Dishwasher]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5592</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 12:29:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5592</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">مایکرو سافت از ساخته شدن شماره جدیدی از بازی dishwasher خبر داد . سال پیش بازی dishwasher : dead یکی از بازی های موفق آرکید در شیکه ایکس باکس لایو بود .<br />
<br />
<br />
</font><br />
<B><font color="#8064a2">لبخند خون‌آشام!</font></B><br />
مايکروسافت از ساخته شدن شماره جديدي از بازي Dishwasher خبر داد. سال پيش بازي Dishwasher: Dead Samurai يکي از بازي‌هاي موفق آرکيد در شبکه ايکس‌باکس‌لايو بود. قسمت دوم اين بازي که Vampire Smile نام دارد در فروردين 89 براي دانلود در شبکه لايو آماده خواهد بود. سازنده‌ها گفته‌اند براي قسمت دوم از يک موتور پايه جديد استفاده شده که گرافيک صحنه‌ها و انيميشن‌ها را بالاتر برده است.<br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268051271.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268051271.jpg&#93;" /></div><div align="CENTER">نينتندو، ماريو، ساموس<br />
<br />
</div>هفته گذشته نينتندو در طي يکي از همايش‌هاي خبري‌شان تاريخ انتشار دو عدد از بازي‌هاي پرطرفدار Wii را اعلام کردند. اول از همه، صحنه‌هايي از بازي کهکشان سوپرماريو2 نشان داده و سپس اعلام شد تاريخ انتشار اين بازي 23مي (2خرداد 89) خواهد بود. در کنار ماريو، بازي مترويد جديد که Other M نام دارد هم رونمايي و تاريخ انتشار آن 27ژوئن (6تير 89) اعلام شد. به‌نظر مي‌رسد نينتندو با عرضه سه بازي جديد از سري بازي‌هاي انحصاري خود يعني ماريو، مترويد و زلدا قصد دارد سال خوبي را براي طرفداران‌اش رقم بزند.<br />
قرارداد آلفا در بهار بسته مي‌شود<br />
بازي Alpha Protocol اولين بازي استوديوي آبسيدين است که کاملا توسط خودشان طراحي شده و ادامه‌اي براي يک بازي معروف نيست. اما اين بازي که قرار بود در سال 2009 عرضه بشود هنوز تکميل نشده.<br />
هفته گذشته تهيه‌کننده اين بازي يعني سگا اعلام کرد بازي قرار داد آلفا در تابستان و در تاريخ 1ژوئن (11خرداد 89) براي PC، ايکس‌باکس360 و پلي‌استيشن3 منتشر خواهد شد. سبک بازي نقش‌آفريني از نوع اکشن است و يک داستان جاسوسي را روايت خواهد کرد.<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268051308.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268051308.jpg&#93;" /></div>
<br />
منبع: ايرانيان انيميشن<br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">مایکرو سافت از ساخته شدن شماره جدیدی از بازی dishwasher خبر داد . سال پیش بازی dishwasher : dead یکی از بازی های موفق آرکید در شیکه ایکس باکس لایو بود .<br />
<br />
<br />
</font><br />
<B><font color="#8064a2">لبخند خون‌آشام!</font></B><br />
مايکروسافت از ساخته شدن شماره جديدي از بازي Dishwasher خبر داد. سال پيش بازي Dishwasher: Dead Samurai يکي از بازي‌هاي موفق آرکيد در شبکه ايکس‌باکس‌لايو بود. قسمت دوم اين بازي که Vampire Smile نام دارد در فروردين 89 براي دانلود در شبکه لايو آماده خواهد بود. سازنده‌ها گفته‌اند براي قسمت دوم از يک موتور پايه جديد استفاده شده که گرافيک صحنه‌ها و انيميشن‌ها را بالاتر برده است.<br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268051271.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268051271.jpg]" /></div><div align="CENTER">نينتندو، ماريو، ساموس<br />
<br />
</div>هفته گذشته نينتندو در طي يکي از همايش‌هاي خبري‌شان تاريخ انتشار دو عدد از بازي‌هاي پرطرفدار Wii را اعلام کردند. اول از همه، صحنه‌هايي از بازي کهکشان سوپرماريو2 نشان داده و سپس اعلام شد تاريخ انتشار اين بازي 23مي (2خرداد 89) خواهد بود. در کنار ماريو، بازي مترويد جديد که Other M نام دارد هم رونمايي و تاريخ انتشار آن 27ژوئن (6تير 89) اعلام شد. به‌نظر مي‌رسد نينتندو با عرضه سه بازي جديد از سري بازي‌هاي انحصاري خود يعني ماريو، مترويد و زلدا قصد دارد سال خوبي را براي طرفداران‌اش رقم بزند.<br />
قرارداد آلفا در بهار بسته مي‌شود<br />
بازي Alpha Protocol اولين بازي استوديوي آبسيدين است که کاملا توسط خودشان طراحي شده و ادامه‌اي براي يک بازي معروف نيست. اما اين بازي که قرار بود در سال 2009 عرضه بشود هنوز تکميل نشده.<br />
هفته گذشته تهيه‌کننده اين بازي يعني سگا اعلام کرد بازي قرار داد آلفا در تابستان و در تاريخ 1ژوئن (11خرداد 89) براي PC، ايکس‌باکس360 و پلي‌استيشن3 منتشر خواهد شد. سبک بازي نقش‌آفريني از نوع اکشن است و يک داستان جاسوسي را روايت خواهد کرد.<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1268051308.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268051308.jpg]" /></div>
<br />
منبع: ايرانيان انيميشن<br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[جشنواره انيميشن در آبادان برگزار مي‌ شود]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5591</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 12:26:39 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5591</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">مدير انجمن فرهيختگان جوان آبادان گفت: براي نخستين بار در كشور جشنواره انيميشن كودك در اين شهرستان برگزار مي‌شود.متن کامل در ادامه ...</font><br />
<br />
<br />
براي نخستين بار در كشور؛<br />
جشنواره انيميشن كودك در آبادان برگزار مي‌شود<br />
<br />
مدير انجمن فرهيختگان جوان آبادان گفت: براي نخستين بار در كشور جشنواره انيميشن كودك در اين شهرستان برگزار مي‌شود.<br />
محمودرضا ابراهيمي امروزاظهار داشت : انجمن فرهيختگان جوان آبادان يكي از فعال‌ترين انجمن‌هاي هنري در سطح منطقه به‌شمار مي‌رود كه حدود يك دهه از فعاليت آن در سطح شهرستان و استان مي‌گذرد.<br />
<br />
وي افزود: اين انجمن باتوجه به تجربه چند ساله و همچنين با اتكا به تلاش و خلاقيت جوانان فرهيخته شهر اقدام به برگزاري جشنواره انيميشن كودك در آبادان كرده است.<br />
<br />
مدير انجمن فرهيختگان جوان آبادان ادامه داد: اين جشنواره براي نخستين بار در سطح كشور مورد اجرا گذاشته مي‌شود و به همين دليل نيز مورد استقبال معاونت سينمايي وزرات فرهنگ و ارشاد قرار گرفته است.<br />
ابراهيمي تصريح كرد: در اين جشنواره كه با نام «جوانه اسپند» برگزار خواهد شد همه آثار و انيميشن‌هاي ساخته و ارائه شده توسط خود كودكان و در قالب داستان و تصويرسازي طراحي شده است.<br />
وي اضافه كرد: آثار ارائه شده به اين جشنواره شگفتي بسياري از هنرمندان را به‌دنبال داشته است، به‌گونه‌اي كه معاون وزير فرهنگ پس از بازديد از مجموعه و مشاهده آثار آنها را تشويق و تاييد كرد.<br />
<br />
<br />
مدير انجمن فرهيختگان جوان آبادان خاطرنشان‌كرد: جشنواره انيميشن «جوانه اسپند» روز جمعه در سينما نفت آبادان آغاز و آيين افتتاحيه نيز در روز بيست‌ودوم ماه‌جاري در محل دائمي نمايشگاه‌هاي شركت پالايش نفت آبادان خواهد بود.<br />
<br />
ابراهيمي افزود: همچنين زمان بازديد از نمايشگاه آثار ارسالي اين جشنواره از 22 تا 24 اسفندماه جاري از ساعت 9 تا 12 و 16 تا 20 خواهد بود.<br />
مدير انجمن فرهيختگان جوان آبادان ادامه داد: همچنين اين جشنواره مهمان ويژه‌اي نيز به نام خانم گيزلاوارگا سينايي خواهد داشت كه جزو نقاشان برجسته بين‌المللي و عضو گروه هنري دنا است كه كار داوري آثار جشنواره را نيز برعهده خواهد داشت.<br />
وي در پايان با اشاره به اهميت برگزاري اين جشنواره در آبادان اظهارداشت: از همه شهروندان مي‌خواهيم تا با حضور در اين جشنواره از آثار ارسالي كودكان بازديد و بهره‌ ببرند.<br />
<br />
منبع: ايرانيان انيميشن<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">مدير انجمن فرهيختگان جوان آبادان گفت: براي نخستين بار در كشور جشنواره انيميشن كودك در اين شهرستان برگزار مي‌شود.متن کامل در ادامه ...</font><br />
<br />
<br />
براي نخستين بار در كشور؛<br />
جشنواره انيميشن كودك در آبادان برگزار مي‌شود<br />
<br />
مدير انجمن فرهيختگان جوان آبادان گفت: براي نخستين بار در كشور جشنواره انيميشن كودك در اين شهرستان برگزار مي‌شود.<br />
محمودرضا ابراهيمي امروزاظهار داشت : انجمن فرهيختگان جوان آبادان يكي از فعال‌ترين انجمن‌هاي هنري در سطح منطقه به‌شمار مي‌رود كه حدود يك دهه از فعاليت آن در سطح شهرستان و استان مي‌گذرد.<br />
<br />
وي افزود: اين انجمن باتوجه به تجربه چند ساله و همچنين با اتكا به تلاش و خلاقيت جوانان فرهيخته شهر اقدام به برگزاري جشنواره انيميشن كودك در آبادان كرده است.<br />
<br />
مدير انجمن فرهيختگان جوان آبادان ادامه داد: اين جشنواره براي نخستين بار در سطح كشور مورد اجرا گذاشته مي‌شود و به همين دليل نيز مورد استقبال معاونت سينمايي وزرات فرهنگ و ارشاد قرار گرفته است.<br />
ابراهيمي تصريح كرد: در اين جشنواره كه با نام «جوانه اسپند» برگزار خواهد شد همه آثار و انيميشن‌هاي ساخته و ارائه شده توسط خود كودكان و در قالب داستان و تصويرسازي طراحي شده است.<br />
وي اضافه كرد: آثار ارائه شده به اين جشنواره شگفتي بسياري از هنرمندان را به‌دنبال داشته است، به‌گونه‌اي كه معاون وزير فرهنگ پس از بازديد از مجموعه و مشاهده آثار آنها را تشويق و تاييد كرد.<br />
<br />
<br />
مدير انجمن فرهيختگان جوان آبادان خاطرنشان‌كرد: جشنواره انيميشن «جوانه اسپند» روز جمعه در سينما نفت آبادان آغاز و آيين افتتاحيه نيز در روز بيست‌ودوم ماه‌جاري در محل دائمي نمايشگاه‌هاي شركت پالايش نفت آبادان خواهد بود.<br />
<br />
ابراهيمي افزود: همچنين زمان بازديد از نمايشگاه آثار ارسالي اين جشنواره از 22 تا 24 اسفندماه جاري از ساعت 9 تا 12 و 16 تا 20 خواهد بود.<br />
مدير انجمن فرهيختگان جوان آبادان ادامه داد: همچنين اين جشنواره مهمان ويژه‌اي نيز به نام خانم گيزلاوارگا سينايي خواهد داشت كه جزو نقاشان برجسته بين‌المللي و عضو گروه هنري دنا است كه كار داوري آثار جشنواره را نيز برعهده خواهد داشت.<br />
وي در پايان با اشاره به اهميت برگزاري اين جشنواره در آبادان اظهارداشت: از همه شهروندان مي‌خواهيم تا با حضور در اين جشنواره از آثار ارسالي كودكان بازديد و بهره‌ ببرند.<br />
<br />
منبع: ايرانيان انيميشن<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ساخت انيميشن «پرستوهاي سرزمين كنعان» با موضوع ايثار و مقاومت]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5590</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 12:25:04 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5590</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">سريال «گنجينه پارسي» در واحد پويانمايي مرکز همدان در حال توليد است انيميشن «پرستوهاي سرزمين كنعان» و «گنجينه پارسي» در سيماي مراكز استان‌ها توليد و آماده پخش شدند.</font><br />
<br />
 <br />
<br />
به گزارش سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) انيميشن «پرستوهاي سرزمين كنعان» با موضوع ايثار و مقاومت در سيماي مركز آذربايجان غربي توليد شده است.<br />
<br />
 <br />
<br />
پرستوهاي شهر قدس براي به‌دنيا آوردن جوجه‌هايشان شروع به لانه‌سازي مي‌كنند دشمن آن‌ها كلاغ سياهي است كه مي‌خواهد با اشغال لانه پرستوها در آنجا لاشخوري كند، پرستوها مانع اين‌كارش مي‌شوند كلاغ سياه به جنگل مي‌رود تا با همدستي مار زرد با پرستوها بجنگد و انتقام بگيرد . نويسنده، تهيه‌كننده و مونتور اين اثر محمدرضا قديم‌خاني است.<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
هم چنين انيميشن «گنجينه پارسي» در 13قسمت 8 دقيقه‌اي در واحد پويانمايي مرکز همدان در حال توليد است.<br />
<br />
 <br />
<br />
در ‌اين برنامه، داستان‌ها و حکاياتي پندآموز از بوستان و گلستان سعدي با بياني تازه و گويا در اختيار مخاطبان قرار مي‌گيرد. تهيه‌کننده اين انيميشن آرش مينايي، کارگردانان آن آرش مينايي و حامد موسوي هستند.<br />
<br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">سريال «گنجينه پارسي» در واحد پويانمايي مرکز همدان در حال توليد است انيميشن «پرستوهاي سرزمين كنعان» و «گنجينه پارسي» در سيماي مراكز استان‌ها توليد و آماده پخش شدند.</font><br />
<br />
 <br />
<br />
به گزارش سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) انيميشن «پرستوهاي سرزمين كنعان» با موضوع ايثار و مقاومت در سيماي مركز آذربايجان غربي توليد شده است.<br />
<br />
 <br />
<br />
پرستوهاي شهر قدس براي به‌دنيا آوردن جوجه‌هايشان شروع به لانه‌سازي مي‌كنند دشمن آن‌ها كلاغ سياهي است كه مي‌خواهد با اشغال لانه پرستوها در آنجا لاشخوري كند، پرستوها مانع اين‌كارش مي‌شوند كلاغ سياه به جنگل مي‌رود تا با همدستي مار زرد با پرستوها بجنگد و انتقام بگيرد . نويسنده، تهيه‌كننده و مونتور اين اثر محمدرضا قديم‌خاني است.<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
هم چنين انيميشن «گنجينه پارسي» در 13قسمت 8 دقيقه‌اي در واحد پويانمايي مرکز همدان در حال توليد است.<br />
<br />
 <br />
<br />
در ‌اين برنامه، داستان‌ها و حکاياتي پندآموز از بوستان و گلستان سعدي با بياني تازه و گويا در اختيار مخاطبان قرار مي‌گيرد. تهيه‌کننده اين انيميشن آرش مينايي، کارگردانان آن آرش مينايي و حامد موسوي هستند.<br />
<br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Alive Skull]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5586</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 19:44:41 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5586</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://www.cgmon.net/post-44.aspx" target="_blank">سلام    تشریف  بیارید  نظرتان  را بفرمایید</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://www.cgmon.net/post-44.aspx" target="_blank">سلام    تشریف  بیارید  نظرتان  را بفرمایید</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Media Molecule رسماً به خانواده PlayStation پیوست!]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5585</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 11:43:16 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5585</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">استودیو خلاق Media Molecule به استودیوهای زیر مجموعه شرکت سونی پیوست.</font><br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267962129.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267962129.jpg&#93;" /></div>
 آقای Michael Denny معاون رییس Worldwide Studios شرکت سونی، در طی خبری در PlayStation Blog اعلام کرد استودیو Media Molecule که بازی خلاقانه LittleBigPlanet را در کارنامه خود دارد توسط شرکت سونی خریداری شد و به طور رسمی به جمع استودیوهای 1st party این شرکت پیوست.<br />
<br />
ایشان همچنین اضافه کرد: این اقدام سطح استعداد در بین استودیوهای سونی را بیش از پیش بالا می‌برد و حرکت مهمی در جهت سرمایه گذاری آینده این شرکت است. Media Molecule پروژه‌های جالبی در دست دارند که در آینده نزدیک اطلاعاتی از آنها در اختیار شما قرار می‌دهیم.<br />
<br />
مبنع: بازي سنتر<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">استودیو خلاق Media Molecule به استودیوهای زیر مجموعه شرکت سونی پیوست.</font><br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267962129.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267962129.jpg]" /></div>
 آقای Michael Denny معاون رییس Worldwide Studios شرکت سونی، در طی خبری در PlayStation Blog اعلام کرد استودیو Media Molecule که بازی خلاقانه LittleBigPlanet را در کارنامه خود دارد توسط شرکت سونی خریداری شد و به طور رسمی به جمع استودیوهای 1st party این شرکت پیوست.<br />
<br />
ایشان همچنین اضافه کرد: این اقدام سطح استعداد در بین استودیوهای سونی را بیش از پیش بالا می‌برد و حرکت مهمی در جهت سرمایه گذاری آینده این شرکت است. Media Molecule پروژه‌های جالبی در دست دارند که در آینده نزدیک اطلاعاتی از آنها در اختیار شما قرار می‌دهیم.<br />
<br />
مبنع: بازي سنتر<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نورشتاین و روزهای زمستانی ، قسمت دوم/آخر]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5584</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 11:27:23 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5584</guid>
			<description><![CDATA[<B><font color="#f79646">ادامه مصاحبه:</font></B><br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267961079.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267961079.jpg&#93;" /></div>
<font color="#8064a2">چرا انقدر اصرار داشتید که داستان بسوی تراژدی پیش برود؟ همینکه این دو شخصیت را در کنارهم قرار دادید کافی نبود؟ علیرغم اینکه میدانیم چنین چیزی حقیقتا غیر ممکن بوده!!! چرا یه همه چیز باید رنگی از تراژدی ببخشید؟</font><br />
<br />
نورشتاین: توجه داشته باشید که ( با اشاره به صدای ناقوسها که یاداور مرگ هستند) نا قوسها بیانگر حضور و قدرت خداوند نیز هستند.میتوان برداشت کرد که آندو در همان لحظه ای که بسیار تراژیک تلقی میشود، در پناه رحمت و مغفرت خداوند نیز هستند. شاهان در برابر قدرت خداوند کاملا بی قدرتند.شعرا نیز…به هر حال شعرا از شاهان بالاترند. چس چرا من نشان ندهم که باشو کاملا تسلیم و در بند سرنوشت مقدرش است؟ کاری از دست او برنمی آید. او فقط میتواند به پوشش ژنده اش بخندد و در آزادی و بی نیازی مطلق به راهش ادامه دهد.اما در همان لحظه ناقوسها یاداوری میکنند که او(باشو-شاعر) همزمان بسیار رها و در همان حال بسیار اسیر تقدیر است. آخرین ابیات باشو کاملا تراژیک هستند. اومیخواهد بگوید که مرگ نزدیک است …من همین نکات را نشان دادم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">شما در چهره باشو همزمان حزن و وقار را با هم نشان داده اید</font><br />
<br />
نورشتاین: دقیقا، داستانی را در همین رابطه برایتان میگویم. روزی یک اسپانیایی در حال سوزانیدن یک پادشاه آزتک بود. خدمتکار آن آزتک در کنار اربابش نشسته بود و با سر وصدای بسیار گریه میکرد. پادشاه در حال سوختن رو به خدمتکار کرد و گفت: تو چرا انقدر خودت را آزار میدهی و گریه میکنی؟ نمیبینی که من خودم در چه موقعیت رنج اوری هستم؟ … میبینید؟پادشاه حتی در میان آتش نیز شان شاهانه اش را حفظ کرده بود…طبیعی است که من میخواستم شان و مقام پنهانی باشو را نشان بدهم. زمانی که باشو و چیکوسای کلاههایشان را عوض میکنند،چیکوسای با شادی میخندد و تقریبا عربده میکشد اما باشو فقط به آرامی لبخند میزند…با این حال من فکر میکنم که نتوانسته باشم حالت مناسبی را برای باشو پیدا کنم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">شاید بهتر بود بجای اینکه به باشو یک واکنش ژاپنی بدهید، او را مانند یک راهب مسیحی که زانو میزند و دعا میخواند نشان میدادید. به هر حال راهب ها همیشه دعا میخوانند.حتی هنگامی که راه میروند یا میخوابند.</font><br />
<br />
نورشتاین: من در مورد نشان دادن حالت باشو تردید داشتم. دقیقا نمیدانستم که چطور حالت او را نشان بدهم. سعی کردم که اول حالتهای مختلف را طراحی کنم اما همیشه یک چیزی نادرست بود. یک جای کار ایراد داشت…طبیعی نبود…مصنوعی بود.<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267961129.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267961129.jpg&#93;" /> </div>
<font color="#8064a2">آیا حس مشترکی بین باشو و (مسافر) در داستان داستانها “The Tale of Tales” وجود دارد؟</font><br />
<br />
نورشتاین: مسافر خواستگاه دیگری دارد. فضای او متفاوت است. فضایی که مسافر در آن سیر میکند لزوما فضایی تراژیک نیست. قرار نیست که او با دزدها یا خطراتی از این قبیل برخورد کند. او صرفا سفر میکند. او تعهدی ندارد و آزادانه گام برمیدارد.به همان آزادی که هر انسان دیگری در یک روز گرم پاییزی ممکن است قدم بزند…بی هیچ واهمه ای از چیزی ناگوار. اما مسیر باشو مسیریست پر از سختیها و تلاشهای دراماتیک. شخصیت باشو بیشتر شبیه به یک راهب روسی است که داوطلبانه نوع دیگری از زندگی را برمیگزیند. باشو شاعریست راهب مسلک.<br />
<br />
<font color="#8064a2">تفاوت شاعر-عارف در “روزهای زمستانی” و شاعر در “داستان داستانها” دقیقا چیست؟</font><br />
<br />
نورشتاین: آنها خودشان را در محیطهای متفاوتی میابند. باشو در گیر محدودیتها و خودمحدودیهاست در حالیکه شاعر داستان داستانها مثل مسافر یک رواقی است و در همان حال پیرو بهره بردن از خوشیها و لذات دنیا!!<br />
<br />
<font color="#8064a2">هم رواقی و هم لذت طلب ؟ یک نفر و هردوی این خصوصیایت؟</font><br />
<br />
نورشتاین: بله، به این دلیل که یک رواقی میتواند هوسهایش را سرکوب کند و در همان حال با واقعیات دنیا نیز زندگی کند. جان گلسورتی John Galsworthy داستانی دارد بنام رواقی : پیرمردی ضعیف و ناتوان غذایی سفارش میدهد شامل گوشتی لذیذ و شرابی عالی. او نهایت لذت را از غذایش میبرد چراکه این غذا آخرین غذای زندگیش است. او کسی است که تمام عمرش را در ریاضت به سر برده و خودش را از لذت های زندگی محروم کرده و حالا در آخرین لحظات زندگی، با خوردن غذایی خوب ، بین لذت های دنیایی و دیوانگیش پلی میزند. شاعر داستان داستانها نیز همینگونه است. او شاعر است و نمیتواند خودش را محدود کند درحالیکه باید محدودیتهایی را بپذیرد. درست مثل جوزف برودسکی Joseph Brodsky(شاعر روسی -برنده نوبل ادبیات) که ناراحتی قلبی داشت اما حتی به قیمت دوماه زندگی بیشتر نمیتوانست از کشیدن سیگار دست بکشد. برای او به عنوان یک شاعر، این عملکرد بخشی از ماهیت شاعرانه او بود نه مثل یک سهل انگاری برای فردی معمولی. باشو اما متفاوت است. او کاملا خودش را محدود کرده است. او شاعر بود و طرفداران و تحسین کنندگان و پیروان زیادی داشت. میتوانست یک زندگی معمولی و پر از صلح صفا داشته باشد. اما تصور اینکه در چنین شرایطی استعداد او میتوانست بدین حد شکوفا شود بسیار سخت است. تا آنجایی که من میدانم او ارتباطش را با هر چیزی که میتوانست ماهیت شاعرانه او را آزرده کند قطع کرده بود. او حس طنز ظریفی داشت . به این قطعه دقت کنید:<br />
<br />
The cold penetrates my bones.<br />
Maybe I should ask the scarecrow<br />
for a pair of sleeves<br />
<br />
سرما به درون استخوانهایم نفوذ میکند<br />
<br />
شاید باید از مترسک<br />
<br />
یک جفت آستین بخواهم!<br />
<br />
زمانی که داشتم برای ساختن فیلم آماده میشدم مرا به شهری بردند که باشو غالبا در آن شهر،در خانه دوستی برای استراحت و خواب توقف میکرد.کلبه بازسازی شده بود. در آنجا یکی از نقاشیهای باشو را دیدم. فقط چند ضربه قلم و کاغذ زنده شده بود. گویی که تاشها نه بر روی کاغذ ، که جزئی از هویت کاغذ بودند. میدانید، تمام ژاپنی ها ذاتا نقاشند. شیوه نوشتن آنها، دستشان را برای نقاشی تعلیم میدهد. جوهره و ذات طراحی های ژاپنی به گونه ایست که هرزمان آنها به من طرحی را نشان میدادند ، من مقهور و مسحور حرکات قلمها میشدم. نقاشی دیگری از باشو را دیدم که در آن باشو خرخر کردن یک مرد خفته را بصورتی گرافیکی به تصویر کشیده بود. بسیار شبیه کاری که نقاشان قرن بیستمی انجام میدادند. اما نقاشی های آنها جدی بود در حالیکه در نقاشی باشو حسی از طنز نهفته است. میشد یک مقاله کامل در مورد آن نقاشی نوشت. در مورد حس شاعرانه نهفته در آن.<br />
<br />
<font color="#8064a2">اما شما استخدام نشده بودید که یک فیلم ژاپنی بسازید…</font><br />
<br />
نورشتاین: اصلا…من از همان ابتدا گفتم که بیایید حداقل جزئیات را برای لباسها به کار بگیریم. میخواستیم تصاویرمان پر ابهام باشند. هدف اصلا این نبود که مثلا جزئیات آستین کیمونوی ژاپنی را به تصویر بکشیم. اشتباه است اگر که خودمان را درگیر جزئیات قومی و محلی یا تاکید بر واقعیات جغرافیایی و فرهنگی بکنبم. جزئیات باید تا جایی کمرنگ شوند که فقط هاله ای از آنها بجا بماند. مانند کاندینسکی Kandinsky که به رنگها بیش از جزئیات اهمیت میداد. اما رنگها نیز نباید خودشان را به کل تصویر تحمیل کنند. یادم میاید که با فرانسسکا نشسته بودیم و رنگها را میساختیم.اما رنگها آنطور که ما میخواستیم کار نمیکردند. با کاراکترها جور نبودند. و بعد ناگهان …بنگ…همه چیز درست شد. یک نیمتنه قهوه ای پررنگ و یک کیمونوی طلایی بلند برای باشو و یک کیمونوی کثیف آبی رنگ برای چیکوسای .من گفتم : فرانیا Franya ، ما یک طیف رنگی کلاسیک ساختیم. درست مثل سه گانه روبلف Rublev’s Trinity ، در آن هم همین سه رنگ قهوه ای،آبی و طلایی وجود دارند. ما با طیفهای متفاوتی کار کردیم اما چرا به این طیف خاص رسیدیم؟ همه چیز ناگهانی رخ داد. در ابتدا همه چیز کند پیش میرفت ولی بعد، درست مثل بادی که یک شعله کوچک را در جنگلی به پیش میبرد و همه چیز را شعله ور میکند، سیستم تولید ما نیز شعله ور شد. لکه های رنگ سرشار از انرژی شدند. تصاویر کهنه و کثیف و مرده ناگهان واضح،شفاف و خالص شدند. نمیخواهم بگویم که همه چیز در رنگها خلاصه میشد. این چیزی فراتر از رنگ بود. تمام نگرانی های ما در مورد کیفیت تصاویر بخار شد و از بین رفت. مرحله بعدی مرحله انیمیشن بود. ما باید کاراکتر ها را به حرکت در میاوردیم و آنها را با حرکت رنگها حمایت میکردیم. بالانس کردن حرکت بین رنگها و کاراکترها بسیار مهم بود. بزرگترین چالش در فیلم این بود که حرکتها نباید تهی و بی روح باشند. نباید حرکتها قفط (حرکت) باشند. نباید حواس بیننده را پرت کنند. حرکتها باید آنچنان طبیعی باشند که اصلا دیده نشوند. و رنگها نباید بر کاراکتر ها مسلط باشند.قصد نداشتیم به رنگها جلوه ای مانند تابلوهای نئون سردر مغازه ها را بدهیم. هیچ حرکت نادرست یاهیچ اشاره نابجا نباید بیننده را از داستان منفک کند یا ذهن او را درگیر نکات فرعی کند. بسیار سخت است که میزانسن را برای دو کاراکتری آماده کنی که هر حرکت یا اشاره آنها بر روی صحنه ، در نقاط معین و از پیش تعیین شده ای انجام میشود. اگر این (بازی) درست انجام شود،نتیجه اش میشود آن چیزی که من به آن (لحن) فیلم میگویم.<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267961195.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267961195.jpg&#93;" /></div>
<font color="#8064a2">شما گفتید که از نمایش دادن عناصری که اشاره آشکار به جغرافیا یا فرهنگ زاپن داشته باشد پرهیز داشتید. همانطور که در هنگام ساختن (شنل) نیزاز هیچ عنصری که بیننده را به فرهنگ یا محل خاصی ارجاع دهد استفاده نکردید.</font><br />
<br />
نورشتاین: بله، من سعی کردم از هیچ عنصر ژاپنی استفاده نکنم. اما یک روح ژاپنی بر کل اثر حاکم است. کاندینسکی میگوید حتی تعلق داشتن به یک ملیت خاص تیز میتواند بصورتی انتزاعی به نمایش درآید. در هر فرهنگ، گستره ای از رنگها و سایه روشن های متعلق به آن فرهنگ وجود دارد. مثلا در یونان رنگها سفید،سیاه و قهوه ای هستند. در روسیه رنگها قرمز ،آبی، طلایی و سفید هستند. وقتی که شما به مناظر در نقاشیهای ژاپنی نگاه میکنید، رنگها بسیار واضح و مشخص هستند. گاهی رنگها در نقاشیهای ژاپنی آنقدر جا افتاده و درست هستند که شما ناخوداگاه به خودتان میگویید: این کار طبیعت است. گذر زمان این تاثیر را بر کاغذ گذاشته است. گذر زمان این آب را جاری کرده، این باد را به وزیدن آورده…کمی مه در اینجا،کمی خاک در آنجا…من حتی میتوانم به فرانسه هم اشاره کنم. به نقاشی های کوروت Corot، به مناظر او و به شیوه ای که او باد را نقاشی کرد. او یک نقاشی بسیار معروف دارد که در آن باد را به تصویر کشیده. وقتی که ما فیلمبرداری را تمام کردیم من ناگهان متوجه شدم که فیلم ما بسیار به آن تابلو شبیه شده. به خودم گفتم چطور این اتفاق افتاد؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟ و بعد به این نتیجه رسیدم که بسیار طبیعی است. در پایان قرن نوزدهم و در اوایل قرن بیستم، فرانسویها بسیار تحت تاثیر هنر و فرهنگ زاپن بودند. امیل زولا Émile Zola گراور های ژاپنی را به هنرمندان فرانسوی معرفی کرد و دیدن این آثار بلافاصله تاثیر خودش را گذاشت. امپرسونیست ها شروع کردند که به اطرافشان با دید متفاوتی نگاه کنند و آنها تنها کسانی نبودند که تحت تاثیر واقع شدند. ون گوگ Van Goghهم تاثیر گرفت. شکوفه های سیب ژاپنی هستند. میتوانم از دیگران هم نام ببرم: سزان، لوترک…. ببینید،از نظر من این گونه مبادلات فرهنگی بسیار مهمتر از شناخت جزئیات فرهنگها هستند. من سعی کردم بجای پرداختن به جزئیات در فیلمم،به نوعی همین مبادله فرهنگی را انجام دهم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">پس شما حتی قصد نداشتید که به نوعی دیدگاه های بودایی یا ذن را در فیلمتان به تصویر بکشید؟</font><br />
<br />
نورشتاین: نه، حداقل میتوانم بگویم که چنین دیدگاههایی خلاقیت مرا در مرحله تولید تحت تاثیر قرار ندادند. واکنشهای کاراکترها باید کاملا بر اساس تصمیم آنها وفرهنگ آنهاجلوه کند نه بر اساس فرمولی که من بنیان میگذاشتم.وگرنه کدام احمقی ممکن است(به خواست دیگران)سعی کند به صدای درختان گوش کند؟<br />
<br />
<font color="#8064a2">در فیلم شما،باشو سری بزرگ و سقراط گونه دارد. چرا؟</font><br />
<br />
نورشتاین:خب او میباید بصورت ملموسی به بینندگان معرفی میشد. درست مثل زمانی که شما یک پسربچه را میبینید پوشیده در لباسی کهنه که گردن و شانه های لاغرش را میپوشاند. بلافاصله حسی از ترحم و دلسوزی شما را در بر میگیرد. اما وقتی چهره او را میبینید که سرشار از بزرگمنشی،قدرت و حسی از طنز است، آنگاه در میابید که (خود) واقعی او کیست…او را بهتر میشناسید.کافیست که کمی از شانه های باشو را از زیر خرقه اش ببینید.آنگاه درمیابید که او کیست…برده ای در یونان،مجرمی در روسیه، یک زندانی در بازداشتگاه سیاسی یا دلقکی در دربار که میتوانست آزادانه انچه را که دیگران نمیتوانستند بگوید را به زبان بیاورد. کسی مانند سقراط یا دیوژن. این درست همان شرایطی است که افراد را شکست ناپذیر میکند.نه به این دلیل که از مرگ نمیترسند،بلکه به این دلیل که جرات و جسارت روبرو شدن با واقعیت را دارند و هیچ چیز نمیتواند آنها را تکان بدهد.<br />
<br />
صحنه ای داشتیم که در آن چیکوسای در کنار باشو نشسته بود و در سکوت مطلق، بسیار ترسیده به نظر میرسید. وقتی که فیلمبرداری این صحنه تمام شد،من نمیتوانستم آنرا نگاه کنم. همیشه همینطور است. هیچوقت بلافاصله بعد از اتمام یک صحنه نمیتوانم آنرا نگاه کنم. نه به این دلیل که این صحنه خوب است یا بد…نه…بلکه به این دلیل که در خودم توانایی ارزیابی شایستگیهای آنرا نمیبینم. همیشه بعد از پایان فیلمبرداری، اگر فیلم را ببینم،فقط آنرا دیده ام، احساسش نمیکنم…درکش نمیکنم….<br />
<br />
مترجم: مهبد بذرافشان<br />
منبع: انيميشن امروز<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<B><font color="#f79646">ادامه مصاحبه:</font></B><br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267961079.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267961079.jpg]" /></div>
<font color="#8064a2">چرا انقدر اصرار داشتید که داستان بسوی تراژدی پیش برود؟ همینکه این دو شخصیت را در کنارهم قرار دادید کافی نبود؟ علیرغم اینکه میدانیم چنین چیزی حقیقتا غیر ممکن بوده!!! چرا یه همه چیز باید رنگی از تراژدی ببخشید؟</font><br />
<br />
نورشتاین: توجه داشته باشید که ( با اشاره به صدای ناقوسها که یاداور مرگ هستند) نا قوسها بیانگر حضور و قدرت خداوند نیز هستند.میتوان برداشت کرد که آندو در همان لحظه ای که بسیار تراژیک تلقی میشود، در پناه رحمت و مغفرت خداوند نیز هستند. شاهان در برابر قدرت خداوند کاملا بی قدرتند.شعرا نیز…به هر حال شعرا از شاهان بالاترند. چس چرا من نشان ندهم که باشو کاملا تسلیم و در بند سرنوشت مقدرش است؟ کاری از دست او برنمی آید. او فقط میتواند به پوشش ژنده اش بخندد و در آزادی و بی نیازی مطلق به راهش ادامه دهد.اما در همان لحظه ناقوسها یاداوری میکنند که او(باشو-شاعر) همزمان بسیار رها و در همان حال بسیار اسیر تقدیر است. آخرین ابیات باشو کاملا تراژیک هستند. اومیخواهد بگوید که مرگ نزدیک است …من همین نکات را نشان دادم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">شما در چهره باشو همزمان حزن و وقار را با هم نشان داده اید</font><br />
<br />
نورشتاین: دقیقا، داستانی را در همین رابطه برایتان میگویم. روزی یک اسپانیایی در حال سوزانیدن یک پادشاه آزتک بود. خدمتکار آن آزتک در کنار اربابش نشسته بود و با سر وصدای بسیار گریه میکرد. پادشاه در حال سوختن رو به خدمتکار کرد و گفت: تو چرا انقدر خودت را آزار میدهی و گریه میکنی؟ نمیبینی که من خودم در چه موقعیت رنج اوری هستم؟ … میبینید؟پادشاه حتی در میان آتش نیز شان شاهانه اش را حفظ کرده بود…طبیعی است که من میخواستم شان و مقام پنهانی باشو را نشان بدهم. زمانی که باشو و چیکوسای کلاههایشان را عوض میکنند،چیکوسای با شادی میخندد و تقریبا عربده میکشد اما باشو فقط به آرامی لبخند میزند…با این حال من فکر میکنم که نتوانسته باشم حالت مناسبی را برای باشو پیدا کنم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">شاید بهتر بود بجای اینکه به باشو یک واکنش ژاپنی بدهید، او را مانند یک راهب مسیحی که زانو میزند و دعا میخواند نشان میدادید. به هر حال راهب ها همیشه دعا میخوانند.حتی هنگامی که راه میروند یا میخوابند.</font><br />
<br />
نورشتاین: من در مورد نشان دادن حالت باشو تردید داشتم. دقیقا نمیدانستم که چطور حالت او را نشان بدهم. سعی کردم که اول حالتهای مختلف را طراحی کنم اما همیشه یک چیزی نادرست بود. یک جای کار ایراد داشت…طبیعی نبود…مصنوعی بود.<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267961129.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267961129.jpg]" /> </div>
<font color="#8064a2">آیا حس مشترکی بین باشو و (مسافر) در داستان داستانها “The Tale of Tales” وجود دارد؟</font><br />
<br />
نورشتاین: مسافر خواستگاه دیگری دارد. فضای او متفاوت است. فضایی که مسافر در آن سیر میکند لزوما فضایی تراژیک نیست. قرار نیست که او با دزدها یا خطراتی از این قبیل برخورد کند. او صرفا سفر میکند. او تعهدی ندارد و آزادانه گام برمیدارد.به همان آزادی که هر انسان دیگری در یک روز گرم پاییزی ممکن است قدم بزند…بی هیچ واهمه ای از چیزی ناگوار. اما مسیر باشو مسیریست پر از سختیها و تلاشهای دراماتیک. شخصیت باشو بیشتر شبیه به یک راهب روسی است که داوطلبانه نوع دیگری از زندگی را برمیگزیند. باشو شاعریست راهب مسلک.<br />
<br />
<font color="#8064a2">تفاوت شاعر-عارف در “روزهای زمستانی” و شاعر در “داستان داستانها” دقیقا چیست؟</font><br />
<br />
نورشتاین: آنها خودشان را در محیطهای متفاوتی میابند. باشو در گیر محدودیتها و خودمحدودیهاست در حالیکه شاعر داستان داستانها مثل مسافر یک رواقی است و در همان حال پیرو بهره بردن از خوشیها و لذات دنیا!!<br />
<br />
<font color="#8064a2">هم رواقی و هم لذت طلب ؟ یک نفر و هردوی این خصوصیایت؟</font><br />
<br />
نورشتاین: بله، به این دلیل که یک رواقی میتواند هوسهایش را سرکوب کند و در همان حال با واقعیات دنیا نیز زندگی کند. جان گلسورتی John Galsworthy داستانی دارد بنام رواقی : پیرمردی ضعیف و ناتوان غذایی سفارش میدهد شامل گوشتی لذیذ و شرابی عالی. او نهایت لذت را از غذایش میبرد چراکه این غذا آخرین غذای زندگیش است. او کسی است که تمام عمرش را در ریاضت به سر برده و خودش را از لذت های زندگی محروم کرده و حالا در آخرین لحظات زندگی، با خوردن غذایی خوب ، بین لذت های دنیایی و دیوانگیش پلی میزند. شاعر داستان داستانها نیز همینگونه است. او شاعر است و نمیتواند خودش را محدود کند درحالیکه باید محدودیتهایی را بپذیرد. درست مثل جوزف برودسکی Joseph Brodsky(شاعر روسی -برنده نوبل ادبیات) که ناراحتی قلبی داشت اما حتی به قیمت دوماه زندگی بیشتر نمیتوانست از کشیدن سیگار دست بکشد. برای او به عنوان یک شاعر، این عملکرد بخشی از ماهیت شاعرانه او بود نه مثل یک سهل انگاری برای فردی معمولی. باشو اما متفاوت است. او کاملا خودش را محدود کرده است. او شاعر بود و طرفداران و تحسین کنندگان و پیروان زیادی داشت. میتوانست یک زندگی معمولی و پر از صلح صفا داشته باشد. اما تصور اینکه در چنین شرایطی استعداد او میتوانست بدین حد شکوفا شود بسیار سخت است. تا آنجایی که من میدانم او ارتباطش را با هر چیزی که میتوانست ماهیت شاعرانه او را آزرده کند قطع کرده بود. او حس طنز ظریفی داشت . به این قطعه دقت کنید:<br />
<br />
The cold penetrates my bones.<br />
Maybe I should ask the scarecrow<br />
for a pair of sleeves<br />
<br />
سرما به درون استخوانهایم نفوذ میکند<br />
<br />
شاید باید از مترسک<br />
<br />
یک جفت آستین بخواهم!<br />
<br />
زمانی که داشتم برای ساختن فیلم آماده میشدم مرا به شهری بردند که باشو غالبا در آن شهر،در خانه دوستی برای استراحت و خواب توقف میکرد.کلبه بازسازی شده بود. در آنجا یکی از نقاشیهای باشو را دیدم. فقط چند ضربه قلم و کاغذ زنده شده بود. گویی که تاشها نه بر روی کاغذ ، که جزئی از هویت کاغذ بودند. میدانید، تمام ژاپنی ها ذاتا نقاشند. شیوه نوشتن آنها، دستشان را برای نقاشی تعلیم میدهد. جوهره و ذات طراحی های ژاپنی به گونه ایست که هرزمان آنها به من طرحی را نشان میدادند ، من مقهور و مسحور حرکات قلمها میشدم. نقاشی دیگری از باشو را دیدم که در آن باشو خرخر کردن یک مرد خفته را بصورتی گرافیکی به تصویر کشیده بود. بسیار شبیه کاری که نقاشان قرن بیستمی انجام میدادند. اما نقاشی های آنها جدی بود در حالیکه در نقاشی باشو حسی از طنز نهفته است. میشد یک مقاله کامل در مورد آن نقاشی نوشت. در مورد حس شاعرانه نهفته در آن.<br />
<br />
<font color="#8064a2">اما شما استخدام نشده بودید که یک فیلم ژاپنی بسازید…</font><br />
<br />
نورشتاین: اصلا…من از همان ابتدا گفتم که بیایید حداقل جزئیات را برای لباسها به کار بگیریم. میخواستیم تصاویرمان پر ابهام باشند. هدف اصلا این نبود که مثلا جزئیات آستین کیمونوی ژاپنی را به تصویر بکشیم. اشتباه است اگر که خودمان را درگیر جزئیات قومی و محلی یا تاکید بر واقعیات جغرافیایی و فرهنگی بکنبم. جزئیات باید تا جایی کمرنگ شوند که فقط هاله ای از آنها بجا بماند. مانند کاندینسکی Kandinsky که به رنگها بیش از جزئیات اهمیت میداد. اما رنگها نیز نباید خودشان را به کل تصویر تحمیل کنند. یادم میاید که با فرانسسکا نشسته بودیم و رنگها را میساختیم.اما رنگها آنطور که ما میخواستیم کار نمیکردند. با کاراکترها جور نبودند. و بعد ناگهان …بنگ…همه چیز درست شد. یک نیمتنه قهوه ای پررنگ و یک کیمونوی طلایی بلند برای باشو و یک کیمونوی کثیف آبی رنگ برای چیکوسای .من گفتم : فرانیا Franya ، ما یک طیف رنگی کلاسیک ساختیم. درست مثل سه گانه روبلف Rublev’s Trinity ، در آن هم همین سه رنگ قهوه ای،آبی و طلایی وجود دارند. ما با طیفهای متفاوتی کار کردیم اما چرا به این طیف خاص رسیدیم؟ همه چیز ناگهانی رخ داد. در ابتدا همه چیز کند پیش میرفت ولی بعد، درست مثل بادی که یک شعله کوچک را در جنگلی به پیش میبرد و همه چیز را شعله ور میکند، سیستم تولید ما نیز شعله ور شد. لکه های رنگ سرشار از انرژی شدند. تصاویر کهنه و کثیف و مرده ناگهان واضح،شفاف و خالص شدند. نمیخواهم بگویم که همه چیز در رنگها خلاصه میشد. این چیزی فراتر از رنگ بود. تمام نگرانی های ما در مورد کیفیت تصاویر بخار شد و از بین رفت. مرحله بعدی مرحله انیمیشن بود. ما باید کاراکتر ها را به حرکت در میاوردیم و آنها را با حرکت رنگها حمایت میکردیم. بالانس کردن حرکت بین رنگها و کاراکترها بسیار مهم بود. بزرگترین چالش در فیلم این بود که حرکتها نباید تهی و بی روح باشند. نباید حرکتها قفط (حرکت) باشند. نباید حواس بیننده را پرت کنند. حرکتها باید آنچنان طبیعی باشند که اصلا دیده نشوند. و رنگها نباید بر کاراکتر ها مسلط باشند.قصد نداشتیم به رنگها جلوه ای مانند تابلوهای نئون سردر مغازه ها را بدهیم. هیچ حرکت نادرست یاهیچ اشاره نابجا نباید بیننده را از داستان منفک کند یا ذهن او را درگیر نکات فرعی کند. بسیار سخت است که میزانسن را برای دو کاراکتری آماده کنی که هر حرکت یا اشاره آنها بر روی صحنه ، در نقاط معین و از پیش تعیین شده ای انجام میشود. اگر این (بازی) درست انجام شود،نتیجه اش میشود آن چیزی که من به آن (لحن) فیلم میگویم.<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267961195.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267961195.jpg]" /></div>
<font color="#8064a2">شما گفتید که از نمایش دادن عناصری که اشاره آشکار به جغرافیا یا فرهنگ زاپن داشته باشد پرهیز داشتید. همانطور که در هنگام ساختن (شنل) نیزاز هیچ عنصری که بیننده را به فرهنگ یا محل خاصی ارجاع دهد استفاده نکردید.</font><br />
<br />
نورشتاین: بله، من سعی کردم از هیچ عنصر ژاپنی استفاده نکنم. اما یک روح ژاپنی بر کل اثر حاکم است. کاندینسکی میگوید حتی تعلق داشتن به یک ملیت خاص تیز میتواند بصورتی انتزاعی به نمایش درآید. در هر فرهنگ، گستره ای از رنگها و سایه روشن های متعلق به آن فرهنگ وجود دارد. مثلا در یونان رنگها سفید،سیاه و قهوه ای هستند. در روسیه رنگها قرمز ،آبی، طلایی و سفید هستند. وقتی که شما به مناظر در نقاشیهای ژاپنی نگاه میکنید، رنگها بسیار واضح و مشخص هستند. گاهی رنگها در نقاشیهای ژاپنی آنقدر جا افتاده و درست هستند که شما ناخوداگاه به خودتان میگویید: این کار طبیعت است. گذر زمان این تاثیر را بر کاغذ گذاشته است. گذر زمان این آب را جاری کرده، این باد را به وزیدن آورده…کمی مه در اینجا،کمی خاک در آنجا…من حتی میتوانم به فرانسه هم اشاره کنم. به نقاشی های کوروت Corot، به مناظر او و به شیوه ای که او باد را نقاشی کرد. او یک نقاشی بسیار معروف دارد که در آن باد را به تصویر کشیده. وقتی که ما فیلمبرداری را تمام کردیم من ناگهان متوجه شدم که فیلم ما بسیار به آن تابلو شبیه شده. به خودم گفتم چطور این اتفاق افتاد؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟ و بعد به این نتیجه رسیدم که بسیار طبیعی است. در پایان قرن نوزدهم و در اوایل قرن بیستم، فرانسویها بسیار تحت تاثیر هنر و فرهنگ زاپن بودند. امیل زولا Émile Zola گراور های ژاپنی را به هنرمندان فرانسوی معرفی کرد و دیدن این آثار بلافاصله تاثیر خودش را گذاشت. امپرسونیست ها شروع کردند که به اطرافشان با دید متفاوتی نگاه کنند و آنها تنها کسانی نبودند که تحت تاثیر واقع شدند. ون گوگ Van Goghهم تاثیر گرفت. شکوفه های سیب ژاپنی هستند. میتوانم از دیگران هم نام ببرم: سزان، لوترک…. ببینید،از نظر من این گونه مبادلات فرهنگی بسیار مهمتر از شناخت جزئیات فرهنگها هستند. من سعی کردم بجای پرداختن به جزئیات در فیلمم،به نوعی همین مبادله فرهنگی را انجام دهم.<br />
<br />
<font color="#8064a2">پس شما حتی قصد نداشتید که به نوعی دیدگاه های بودایی یا ذن را در فیلمتان به تصویر بکشید؟</font><br />
<br />
نورشتاین: نه، حداقل میتوانم بگویم که چنین دیدگاههایی خلاقیت مرا در مرحله تولید تحت تاثیر قرار ندادند. واکنشهای کاراکترها باید کاملا بر اساس تصمیم آنها وفرهنگ آنهاجلوه کند نه بر اساس فرمولی که من بنیان میگذاشتم.وگرنه کدام احمقی ممکن است(به خواست دیگران)سعی کند به صدای درختان گوش کند؟<br />
<br />
<font color="#8064a2">در فیلم شما،باشو سری بزرگ و سقراط گونه دارد. چرا؟</font><br />
<br />
نورشتاین:خب او میباید بصورت ملموسی به بینندگان معرفی میشد. درست مثل زمانی که شما یک پسربچه را میبینید پوشیده در لباسی کهنه که گردن و شانه های لاغرش را میپوشاند. بلافاصله حسی از ترحم و دلسوزی شما را در بر میگیرد. اما وقتی چهره او را میبینید که سرشار از بزرگمنشی،قدرت و حسی از طنز است، آنگاه در میابید که (خود) واقعی او کیست…او را بهتر میشناسید.کافیست که کمی از شانه های باشو را از زیر خرقه اش ببینید.آنگاه درمیابید که او کیست…برده ای در یونان،مجرمی در روسیه، یک زندانی در بازداشتگاه سیاسی یا دلقکی در دربار که میتوانست آزادانه انچه را که دیگران نمیتوانستند بگوید را به زبان بیاورد. کسی مانند سقراط یا دیوژن. این درست همان شرایطی است که افراد را شکست ناپذیر میکند.نه به این دلیل که از مرگ نمیترسند،بلکه به این دلیل که جرات و جسارت روبرو شدن با واقعیت را دارند و هیچ چیز نمیتواند آنها را تکان بدهد.<br />
<br />
صحنه ای داشتیم که در آن چیکوسای در کنار باشو نشسته بود و در سکوت مطلق، بسیار ترسیده به نظر میرسید. وقتی که فیلمبرداری این صحنه تمام شد،من نمیتوانستم آنرا نگاه کنم. همیشه همینطور است. هیچوقت بلافاصله بعد از اتمام یک صحنه نمیتوانم آنرا نگاه کنم. نه به این دلیل که این صحنه خوب است یا بد…نه…بلکه به این دلیل که در خودم توانایی ارزیابی شایستگیهای آنرا نمیبینم. همیشه بعد از پایان فیلمبرداری، اگر فیلم را ببینم،فقط آنرا دیده ام، احساسش نمیکنم…درکش نمیکنم….<br />
<br />
مترجم: مهبد بذرافشان<br />
منبع: انيميشن امروز<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نمایش تایپوگرافی در نگارگذر میرداماد]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5583</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 11:22:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5583</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">نگارگذر میرداماد با نمایشگاهی از آثار خوشنویسی و تایپوگرافی افتتاح می شود.</font><br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267960899.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267960899.jpg&#93;" /></div>
نگاه گذر ایستگاه مترو میرداماد با نمایشگاهی تحت عنوان "شمع آفرینش" ۱۵ اسفند ماه افتتاح می شود.<br />
در این نگاه گذر تعداد ۳۲ تابلو از آثار حمید ساسانی، داریوش مختاری و محمد اردلانی در قالب خوشنویسی و گرافیک با موضوع پیامبر نور و رحمت در معرض دید علاقه مندان قرار گیرد.<br />
علاقه مندان برای بازدید از این نگاه گذر می توانند تا ۲۴ اسفند به ایستگاه مترو میرداماد مراجعه کنند<br />
<br />
منبع: رنگ مگزين <br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">نگارگذر میرداماد با نمایشگاهی از آثار خوشنویسی و تایپوگرافی افتتاح می شود.</font><br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267960899.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267960899.jpg]" /></div>
نگاه گذر ایستگاه مترو میرداماد با نمایشگاهی تحت عنوان "شمع آفرینش" ۱۵ اسفند ماه افتتاح می شود.<br />
در این نگاه گذر تعداد ۳۲ تابلو از آثار حمید ساسانی، داریوش مختاری و محمد اردلانی در قالب خوشنویسی و گرافیک با موضوع پیامبر نور و رحمت در معرض دید علاقه مندان قرار گیرد.<br />
علاقه مندان برای بازدید از این نگاه گذر می توانند تا ۲۴ اسفند به ایستگاه مترو میرداماد مراجعه کنند<br />
<br />
منبع: رنگ مگزين <br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ساخت انيميشن «پرستوهاي سرزمين كنعان» با موضوع ايثار و مقاومت]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5582</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 11:20:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5582</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">سريال «گنجينه پارسي» در واحد پويانمايي مرکز همدان در حال توليد است انيميشن «پرستوهاي سرزمين كنعان» و «گنجينه پارسي» در سيماي مراكز استان‌ها توليد و آماده پخش شدند.</font><br />
<br />
 <br />
<br />
به گزارش سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) انيميشن «پرستوهاي سرزمين كنعان» با موضوع ايثار و مقاومت در سيماي مركز آذربايجان غربي توليد شده است.<br />
<br />
 <br />
<br />
پرستوهاي شهر قدس براي به‌دنيا آوردن جوجه‌هايشان شروع به لانه‌سازي مي‌كنند دشمن آن‌ها كلاغ سياهي است كه مي‌خواهد با اشغال لانه پرستوها در آنجا لاشخوري كند، پرستوها مانع اين‌كارش مي‌شوند كلاغ سياه به جنگل مي‌رود تا با همدستي مار زرد با پرستوها بجنگد و انتقام بگيرد . نويسنده، تهيه‌كننده و مونتور اين اثر محمدرضا قديم‌خاني است.<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
هم چنين انيميشن «گنجينه پارسي» در 13قسمت 8 دقيقه‌اي در واحد پويانمايي مرکز همدان در حال توليد است.<br />
<br />
 <br />
<br />
در ‌اين برنامه، داستان‌ها و حکاياتي پندآموز از بوستان و گلستان سعدي با بياني تازه و گويا در اختيار مخاطبان قرار مي‌گيرد. تهيه‌کننده اين انيميشن آرش مينايي، کارگردانان آن آرش مينايي و حامد موسوي هستند.<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">سريال «گنجينه پارسي» در واحد پويانمايي مرکز همدان در حال توليد است انيميشن «پرستوهاي سرزمين كنعان» و «گنجينه پارسي» در سيماي مراكز استان‌ها توليد و آماده پخش شدند.</font><br />
<br />
 <br />
<br />
به گزارش سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) انيميشن «پرستوهاي سرزمين كنعان» با موضوع ايثار و مقاومت در سيماي مركز آذربايجان غربي توليد شده است.<br />
<br />
 <br />
<br />
پرستوهاي شهر قدس براي به‌دنيا آوردن جوجه‌هايشان شروع به لانه‌سازي مي‌كنند دشمن آن‌ها كلاغ سياهي است كه مي‌خواهد با اشغال لانه پرستوها در آنجا لاشخوري كند، پرستوها مانع اين‌كارش مي‌شوند كلاغ سياه به جنگل مي‌رود تا با همدستي مار زرد با پرستوها بجنگد و انتقام بگيرد . نويسنده، تهيه‌كننده و مونتور اين اثر محمدرضا قديم‌خاني است.<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
هم چنين انيميشن «گنجينه پارسي» در 13قسمت 8 دقيقه‌اي در واحد پويانمايي مرکز همدان در حال توليد است.<br />
<br />
 <br />
<br />
در ‌اين برنامه، داستان‌ها و حکاياتي پندآموز از بوستان و گلستان سعدي با بياني تازه و گويا در اختيار مخاطبان قرار مي‌گيرد. تهيه‌کننده اين انيميشن آرش مينايي، کارگردانان آن آرش مينايي و حامد موسوي هستند.<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Suda-51 برای نتال و Arc بازی می سازد!]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5580</link>
			<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 11:52:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5580</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">Goichi Suda بازی ساز مشهور ژاپنی که به Suda-51 معروف است , در گفت گویی که با سایت Game Spot داشت اعلام کرد قصد دارد در آینده یک عنوان جدید برای Natal و Arc بسازد.</font><br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267876279.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267876279.jpg&#93;" /></div>
کارگردان عنوان No More Heroes در بخشی از صحبت هایش ضمن ابراز علاقه مندی خود نسبت به هر دو سیستم (Natal و Arc ) گفت :<br />
"من در آینده عناوینی سازگار با این دو کنترلر خواهم ساخت."<br />
<br />
همچنین Suda 51 اعلام کرد علاقه مند است تا یک بازی شبیه Heavy Rain بسازد!<br />
<br />
2 اثر از این بازی ساز ساختار شکن در حال ساخته شدن میباشد.اولی No More Heroes 2 است که ماه آینده برای کنسول Wii به صورت انحصاری عرضه خواهد شد.عنوان دوم باز سازی قسمت اول No More Heroes یعنی Heroes Paradise که 15 آپریل برای کنسول های X360 و PS3 در ژاپن عرضه خواهد شد. <br />
<br />
منبع: بازي نما <br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">Goichi Suda بازی ساز مشهور ژاپنی که به Suda-51 معروف است , در گفت گویی که با سایت Game Spot داشت اعلام کرد قصد دارد در آینده یک عنوان جدید برای Natal و Arc بسازد.</font><br />
<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267876279.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267876279.jpg]" /></div>
کارگردان عنوان No More Heroes در بخشی از صحبت هایش ضمن ابراز علاقه مندی خود نسبت به هر دو سیستم (Natal و Arc ) گفت :<br />
"من در آینده عناوینی سازگار با این دو کنترلر خواهم ساخت."<br />
<br />
همچنین Suda 51 اعلام کرد علاقه مند است تا یک بازی شبیه Heavy Rain بسازد!<br />
<br />
2 اثر از این بازی ساز ساختار شکن در حال ساخته شدن میباشد.اولی No More Heroes 2 است که ماه آینده برای کنسول Wii به صورت انحصاری عرضه خواهد شد.عنوان دوم باز سازی قسمت اول No More Heroes یعنی Heroes Paradise که 15 آپریل برای کنسول های X360 و PS3 در ژاپن عرضه خواهد شد. <br />
<br />
منبع: بازي نما <br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نورشتاین و روزهای زمستانی ، قسمت اول]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5579</link>
			<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 11:49:33 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5579</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">روزهای زمستانی (Winter days) یک انیمیشن بلند 105 دقیقه ای اپیزودیک محصول سال 2003 ژاپن است. فیلم محصول درخشانی است از همکاری 35 کارگردان بزرگ انیمیشن دنیا از کشورهایی چون ژاپن، چین، بلژیک، جمهوری چک ، انگلیس، هلند و کانادا . روزهای زمستانی بر اساس قطعه شعری به همین نام از شاعر بزرگ ژاپنی باشو Basho ساخته شده . سبک شعر رنکو Renku است. هررنکو  تشکیل شده از مجوعه ای از اشعار کوتاه که توسط افراد مختلف سروده میشود.در رنکوی روزهای زمستانی بجر باشو که شعر را آغاز میکند، شعرای دیگری مانند:یاسویی ، جوگو، توکوکو و شوهی قطعاتی دارند .</font><br />
<br />
<img src="http://cgload.com/images/1267875585.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267875585.jpg&#93;" />    <img src="http://cgload.com/images/1267875987.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267875987.jpg&#93;" /><br />
<br />
<br />
 انیمیشن روزهای زمستانی هم بر همین اساس توسط کارگردانهای مختلفی شکل گرفته است. رهبری یا کارگردانی کل مجموعه به عهده کیهاچیرو کاواموتو Kihachiro Kawamoto ، بزرگترین کارگردان پاپت انیمیشن ژاپن بوده است. روزهای زمستانی علیرغم اینکه مجموعه بینظیری است از بهترین و شتاخته شده ترین کارگردانان انیمیشن جهان-از جمله یوری نورشتاین ، الکساندر پتروف، برتیسلاو پوجار، مارک بیکر و…- فقط نمایش محدودی در تعدادی جشنواره داشته و البته جوایزی هم کسب کرده اما ظاهرا تهیه کنندگان آن اصراری بر تبلیغ یا نمایش گسترده آن نداشته اند. مصاحبه ای که خواهید خواند، گفتگویی است با یوری نورشتاین، به بهانه اولین اپیزود روزهای زمستانی بنام Mad verse: In the withering gusts a wanderer، که نورشتاین کارگردانی کرده است. به دلیل طولانی بودن مصاحبه، آنرا در دو یا سه قسمت تقدیم شما میکنم.<br />
<br />
<font color="#f79646"><B>تذکر:</B></font> دربخشهایی از مصاحبه، نورشتاین و مصاحبه گر بحث در مورد انیمیشن را تقریبا به کنار میگذارند ومباحثات فلسفی و مذهبی را آغاز میکنند که بسیار هم طولانی است. خواندنش برای خودم جذاب بود-اینکه بدانیم کسی که دستپرورده نظام مارکسیستی است و قسمت عمده عمرش را در آن نظام زیسته ، تا این حد مذهبی است که میتواند یک مصاحبه تخصصی انیمیشن را به سوی زندگی قدیسان مسیحی بکشاند-اما در ترجمه برای وبلاگ ترجیح دادم که این قسمت ها را حذف کنم . به هر حال در پایان مطلب لینک منبع را خواهم داد. دوستانی که مسلما انگلیسیشان از من بهتر است میتوانند متن اصلی را بخوانند و حتما لذت خواهند برد.<br />
<br />
***********************************************************************<br />
<font color="#8064a2">ایده ساخت یک فیلم بر اساس یک مجموعه از اشعار باشو،نخستین بار به ذهن چه کسی رسید؟</font><br />
<br />
نورشتاین: در واقع ایده ساخت چنین فیلمی بر اساس یک زنجیره اشعار یا به زبان ژاپنی رنکو(شعر زنجیره ای-شعر پیوسته)، از خود ژاپنی ها بود. این رنکو از 36 قطعه تشکیل شده بود و هدف این بود که هر قطعه رابه یک کارگردان بدهند. کارگردانها محدودیتی در شیوه و سبک ساخت نداشتند در نتیجه هر کارگردان دقیقا بر اساس احساس و ادراک شخصیش، یک قطعه کوتاه انیمیشن میساخت واین قطعات بعدا به هم میپیوستند. ژاپنی ها میخواستند که این یک پروژه بین المللی باشد.در نتیجه کارگردانانی را از کشورهایی چون کانادا،چین،بلژیک ، روسیه و البته خود ژاپن دعوت کردند.هر کارگردان موظف بود که یک قطعه 30 ثانیه ای بسازد، بعدا کارگردان هنری مجموعه کیهاچیرو کاواموتو قطعات را در کنارهم قرار میداد و بوسیله یک راوی که اشعار را میخواند، بین قطعات ارتباطی برقرارمیشد. من برای ساخت انیمیشن بر اساس سه قطعه شعرآغازین روزهای زمستانی انتخاب شده بودم. چیزی که بلافاصله به ذهنم رسید یک پسر بود که روی یک منقل در حال پختن غذاست. او چند قطعه زغال را در منقل می اندازد. در بک گراند شما میتوانید کوهستان را ببینید و هوا که برفی است و تپه هایی زنگار گرفته. پسر به منقل پشت میکند. با نگاهی تحسین آمیز به منظره خیره میشود .غذا کمی میسوزد. پدر(یا هر بزرگتر دیگری) وارد میشود و احساس میکند که غذا درحال سوختن است. درحال ناسزاگقتن یک قوری برمیدارد و روی غذا آب میریزد و همزمان به پسر ضربه ای میزند. پسر وحشتزده میشود. پدر همچنان که ناسزا میگوید سرش را بلند میکند و با دیدن منظره برفی روبرو خشکش میزند. آب همچنان از قوری بر روی منقل میریزد…<br />
<br />
اما تهیه کننده با شنیدن این داستان به من گفت: به چی فکر میکنی؟ داستان از پاییز شروع میشود! زمستان بعدا از راه میرسد!!!و من ناچار شدم به صحنه دیگری فکرکنم و به جزئیات دیگر…<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267876043.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267876043.jpg&#93;" /></div>
<font color="#8064a2">شعر زنجیره ای (linked verse) دقیقا به چه معناست؟ رنکوچیست؟</font><br />
<br />
نورشتاین: کل رنکو گرد یک دایره میچرخد و از یک شاعر به شاعر دیگر انتقال میابد. نفر اول سه قطعه نخست را میسراید، بعد نفر دوم دو قطعه بعدی را و نفر سوم دو قطعه بعدی را و همینطور نفر چهارم و پنجم و…الی آخر . بعد از شاعر نخست که 3 قطعه اول را میسراید، از شاعر دوم به بعد، هر شاعرابتدا آخرین قطعه از شعر قبلی را تکرار میکند و سپس دو قطعه به آن می افزاید. به این ترتیب مفهوم شعر زنجیره ای شکل میگیرد. مفهوم نهفته در شعر به تدریج شکل میگیرد و از یک شاعر به بعدی منتقل میشود تا نهایتا توسط یکی از شعرا کامل شود. تکمیل کننده حتی ممکن است همان نخستین شاعر باشد. در روزهای زمستانی ، باشو نخستین سه قطعه را آغاز میکند.او معلم و گرداننده بازیست. انرژی نهفته در سه شعر نخست ، تا آخرین قطعه را تغذیه میکند . ترجمه شعر هرگز نمیتواند به اندازه شعر اصلی اثرگذار باشد چراکه در فرهنگهای مختلف وزن ها متفاوتند و درنتیجه ریتم شعر نیز متفاوت است. شعر روسی و ژاپنی ساختمان کاملا متفاوتی دارند. یک ترجمه تحت الفظی از شعر گاهی کاملا نامفهوم از آب در میاید. ورا مارکواVera Markova، کسی که اشعار باشو را ترجمه کرد، شاعر بسیارخوبیست.خنده دار است که بگوییم کسی که شاعر نیست میتواند شعر ژاپنی را ترجمه کند. همین موضوع در مورد اقتباس از شعر ژاپنی به فیلم هم مصداق دارد. گاهی این اقتباس بسیار ناامید کننده میشود،بخصوص که بیش از30 ثانیه زمان در اختیار نداشته باشی. جدا میگویم که بسیار ساده انگارانه است اگر تصور کنیم که یک قطعه فیلم 30 ثانیه ای ، حتی قابل مقایسه با یکی از اشعار باشو است. فقط زمانی که تمام قدرت یک قطعه شعر در کوتاهی و موجز بودن آن شعر خلاصه شود، یک قطعه فیلم 30 ثانیه ای ممکن است بتواند به آن شعر نزدیک شود. اما در این مورد خاص ( روزهای زمستانی) ما در یک موقعیت خاص محاصره شده بودیم. در محاصره شخص دیگری (شاعر) قرار گرفته بودیم . در سیلاب شعر دست وپا میزدیم و نمیتوانستیم خودمان را خلاص کنیم. هر خلاقیتی که بخرج میدادیم تحت تاثیر انرژی نهفته در رنکو بود. من آدم تیزهوشی نیستم، در نتیجه بسختی میتوانستم که جان کلام شعر را در یک فیلم 30 ثانیه ای خلاصه کنم درحالیکه حتی یک دوبیتی ساده به تنهایی برای ساختن یک فیلم سینمایی کفایت میکند! شاید من میبایست قید نماهای معرف را میزدم و همه چیز را در یک نما تمام میکردم…اما به هرحال ، حالا دیگر خیلی دیر است …خیلی سخت است که چنین چیزی بگویم،اما کار کردن بر روی پروژه روزهای زمستانی بسیار سخت تر از کار بر روی پروژه شنل بود.من هرگز از بک گراندهایی با چنین جزئیاتی در شنل استفاده نکردم. با توجه به میزان کاری که برای روزهای زمستانی انجام شد، سرعت تهیه فیلم شنل در برابر سرعت تهیه روزهای زمستانی مثل سرعت نور بود! 9 ماه تلاش برای چیزی حدود دو دقیقه تولید! و نتیجه؟ برای من چندان مایه دلخوشی نیست…اگرچه که تهیه کننده بسیار راضی بود. من فکر میکنم که نتوانسته ام لحن مناسب را پیداکنم . در مورد تکنیک و جلوه های بصری صحبت نمیکنم . در مورد لحن و آهنگ لازم برای اجرای تصویری آن سه قطعه شعر صحبت میکنم. میخواستم با آن شعرها راحت باشم. استادی دراین است که بتوانی یک راه و روش مناسب را جایگزین دهها راه نامناسب بکنی ، در این صورت است که با کاری که انجام میدهی احساس راحتی میکنی . در این صورت است که استادانه کار میکنی.<br />
<br />
<font color="#8064a2">آیا میتوانید قطعه ای از باشو را که در اختیار داشتید، به زبان خودتان بخوانید؟</font><br />
<br />
نورشتاین: Mad verse”<br />
In the withering gusts,<br />
a wanderer …<br />
How much like Chikusai I have become<br />
<br />
شعر جنون آمیز<br />
<br />
درمیان تندبادهای ویرانگر<br />
<br />
سرگردانم….<br />
<br />
چقدر شبیه چیکوسای شده ام!<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267876073.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267876073.jpg&#93;" /></div>
<font color="#8064a2">و این چیکوسای دقیقا چه کسی هست؟</font><br />
<br />
نورشتاین: یک شخصیت تخیلی در قصه های عامیانه ژاپنی هاست. بقدری به وجود او باور دارند که در بعضی شهرهای کوچک مردم او را به عنوان همشهریشان میشناسند! او یک دکان داروسازی دارد اماطبابت نمیکند! او یک دغلباز است و همه میدانند که او نمیتواند کسی را درمان کند.او بسیار شوخ وبذله گوهم هست…یک دلقک بیکاره…مثل احمق قصه های خودمان ایوانوشکا ( در عامیانه های روسی) رفتارهای احمقانه دارد، اما ابله نیست. برعکس بسیارهم زیرک و باهوش است. خودش را از قید و بند های زندگی رهانیده و نسبت به ثروت یا مذهب بی اعتناست. ژاپنی ها بسیار حیرت زده شدند زمانیکه این قطعه شعر را از باشو دیدند. آنها هرگز تصورنمیکردند که باشو و چیکوسای یکدیگر را دیده باشند. اما از دیدگاه من در فیلم-خداراشکر که من اینقدر نادانم!!!- باشو و چیکوسای حتما یکدیگر را ملاقات کرده اند. من صحنه را مانند یک سیرک دیدم و دو دلقک را در صحنه جای دادم. یک دلقک سفید بنام پیروت (باشو) و یک دلقک قرمز بنام هارلیکویین (چیکوسای) که میتواند شما را نیشگون بگیرد یا کلاهتان را قاپ بزند .<br />
<br />
<font color="#8064a2">در فیلم شما، چیکوسای به اینسو و آنسو میرود و بوسیله چیزی شبیه بوق به درختان گوش میکند! درست مثل پزشکی که با گوشی به صدای تنفس بیمارش گوش میدهد .تمام است…اصلا نیازی به بیان چیزی نیست…نیازی به توسل به شیوه های هنرمندانه برای نشان دادن لودگی او نیست…</font><br />
<br />
نورشتاین: صداهای متعددی (در این صحنه) وجود دارند، صدای یک دارکوب ، پرواز یک زاغچه، یک کرم که برگها را میجود…این بخش با صداهای درحال اوج زمانی پایان میگیرد که باد شروع به وزیدن میکند. چیکوسای باید با کمک صداهای پنهان معرفی میشد. درست همانطور که یک زلزله آغاز میشود.در ابتدا شما صداهایی را میشنوید انگار که زمین نفس عمیقی میکشد ، این یک هشدار برای شروع است و بعد لرزش شروع میشود. این صحنه هم مثل همان نفس عمیق شما را برای کل ماجرا آماده میکند. من با همین شیوه شروع پاییز را نشان دادم و همزمان چیکوسای راهم معرفی کردم . وگرنه میشد برای نشان دادن پاییز و زمستان فیلمی ساخت که چگونه درختان پیر نفس میکشند، چگونه غژغژ میکنند، چگونه ناله میکنند، چگونه شاخه ها از سرما میلرزند، چگونه درختان از نفس می افتند ویخ میزنند و…..<br />
<br />
<font color="#8064a2">شما گفتید که نتوانسته اید لحن مناسب را برای برگرداندن شعر روزهای زمستانی به انیمیشن پیدا کنید. ممکن است توضیح دهید که چه چیز اشتباه بود؟</font><br />
<br />
نورشتاین: شاید بهتر باشد که اپیزود را از اول شرح بدهم. چیکوسای درحال قدم زدن و گوش کردن به درختان و لگد زدن به برگهای خشک است که ناگهان کسی را میبیند. چیکوسای به آن شخص نزدیک میشود. برای او چه اهمیتی دارد اگر آن شخص باشو باشد؟ احتمالا او اصلا نمیداند باشو کیست. بعلاوه بر اساس تمام شواهد ایندو هرگز یکدیگر را ملاقات نکرده اند. اول به این دلیل که یکی از این دو( چیکوسای) یک شخصیت داستانی است! دوم اینکه ایندو نفر متعلق به دو دوره متفاوت از تاریخند. قبلا اشاره کردم که ژاپنیها چقدر از دیدن باشو و چیکوسای در کنارهم حیرت کردند. آنها گفتند که هرگز به چنین موقعیتی فکر نکرده بودند. من نمایش این موقعیت را مدیون نادانی و عدم آگاهیم از تاریخ ژاپن هستم. من فقط میدانستم که باشو در شعرش از چیکوسای نام برده است. به همین دلیل باشو و چیکوسای برای من به یک اندازه اهمیت پیدا کردند!!!. به هر حال(در فیلم) آنها هر دو به یک اندازه فقیرند. هردو سوراخهایی در کیمونوهایشان(که به هم هدیه میدهند) دارند. اما در واقعیت، مبادله بین این دو شخصیت اصلا اینگونه نیست. مبادله فیزیکی نیست. مبادله بین شاعر است و مخلوقش در یک شعر…در فیلم هردو آنها ژنده پوشند.اما این ژنده پوشی باید باعث خنده شود،نه اینکه حس غمخواری و شفقت را در بیننده بیدار کند. جوهره داستان من در همین مبادله کهنه پاره ها بین دو آدم معمولیست که سرشار از حس زندگی هستند و رسیدن به هماهنگی ،اگرچه که باشو نه یک آدم معمولی، که یک شاعر بزرگ بوده….<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267876116.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267876116.jpg&#93;" /></div>
<font color="#8064a2">بنظر نمیرسد که باشو علیرغم اینهمه استعداد ، انسان مغروری بوده ؟</font><br />
<br />
نورشتاین: مغرور؟ بنظر شما کسی که چنین شعری میگوید میتواند مغرور باشد؟<br />
<br />
شاید آن باد<br />
<br />
که سرما دمیده در روح من<br />
<br />
استخوانهای شما را(نیز) از هم بپاشاند<br />
<br />
چیزی در این شعر وجود دارد که ذره ای غرور آشکار کند؟ در قلب او حتی برای لحظه ای هیچ جایی برای غرور نبوده… بگذریم…بیایید به بحث خودمان برگردیم…داشتم میگفتم که چیکوسایی غریبه ای را در در جنگل میبیند (که ما میدانیم باشو است). چیکوسای متوجه میشود که غریبه در حال شکار شپش های درختان است. او مثل یک بچه مجذوب حرکات غریبه میشود و بعد او هم مینشیند و به باشو در شکار شپش ها کمک میکند!کمی بعد تر، زمانی که باشو سوراخهایی در لباسهایش پیدا میکند، چیکوسای نیزسوراخهایی در لباسش میابد. نهایتا آندو شروع میکنند به مقایسه سوراخهای لباسهایشان…کدامیک بزرگتر است؟ چیکوسای وانمود میکند که او هم مثل باشو یک مسافر است و شروع میکند به رجز خوانی.بعد متوجه میشود که کلاه باشو بسیار مستعمل و غیرقابل استفاده است. درنتیجه کلاه خودش را به باشو میدهد و کلاه او را میگیرد واز هم جدا میشوند. باد به شدت شروع به وزیدن میکند و کلاه چیکوسای را با خود میبرد. چیکوسای به دنبال کله میدود و سعی میکند آنرا بگیرد و بالاخره با کمک عصایش موفق به گرفتن آن میشود. اما متوجه میشود که سوراخی که درکلاه بود بزرگتر شده است . او دوباره کلاه را به آسمان پرت میکند. یک وزش شدید باد کلاه را در هوا میچرخاند. در همان حال باشو نیز در جهت مخالف در حال دور شدن است. درحالیکه باد و برگها لباسهایش را کثیف و آلوده کرده اند.اما او اهمیت نمیدهد و به راهش ادامه میدهد…<br />
<br />
به هرحال این کل داستان بود…وقتی که من در رابطه با لحن داستان و روح حاکم بر آن صحبت میکنم، منظورم این است که نتوانسته ام ظرافت نهفته در زیر سادگی ظاهری این دو شخصیت را نشان بدهم.منظورم آنچیزیست که نقش سرنوشت و تقدیر را تشدید میکند.تقدیر یک مسافر ساده . تقدیر مردی که سرنوشت میپذیرد و میتواند در هر لحظه که سرنوشت برایش رقم زده بمیرد. من میخواستم ماهیت انتقال از یک موقعیت ساده کمیک به یک موقعیت تراژیک را نمایش بدهم. من حتی از صدا ها برای رسیدن به این ماهیت استفاده کردم. وقتی که آن باد تند شروع به وزیدن میکند و تا آنجا پیش میرود که گویی قصد پاره کردن لباسهای کاراکترها را دارد، صدای زنگهای یک صومعه شنیده میشود. در آغاز این فقط صداییست در بک گراند صداها، اما در پایان این صدا بر کل فضا تاثیر میگذارد. زنگها با قدرت هرچه تمامتر نواخته میشوند. گویی درحال رقم زدن سرنوشت هستند.<br />
<br />
مترجم:مهبد بذرافشان<br />
<br />
منبع: انيميشن امروز]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">روزهای زمستانی (Winter days) یک انیمیشن بلند 105 دقیقه ای اپیزودیک محصول سال 2003 ژاپن است. فیلم محصول درخشانی است از همکاری 35 کارگردان بزرگ انیمیشن دنیا از کشورهایی چون ژاپن، چین، بلژیک، جمهوری چک ، انگلیس، هلند و کانادا . روزهای زمستانی بر اساس قطعه شعری به همین نام از شاعر بزرگ ژاپنی باشو Basho ساخته شده . سبک شعر رنکو Renku است. هررنکو  تشکیل شده از مجوعه ای از اشعار کوتاه که توسط افراد مختلف سروده میشود.در رنکوی روزهای زمستانی بجر باشو که شعر را آغاز میکند، شعرای دیگری مانند:یاسویی ، جوگو، توکوکو و شوهی قطعاتی دارند .</font><br />
<br />
<img src="http://cgload.com/images/1267875585.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267875585.jpg]" />    <img src="http://cgload.com/images/1267875987.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267875987.jpg]" /><br />
<br />
<br />
 انیمیشن روزهای زمستانی هم بر همین اساس توسط کارگردانهای مختلفی شکل گرفته است. رهبری یا کارگردانی کل مجموعه به عهده کیهاچیرو کاواموتو Kihachiro Kawamoto ، بزرگترین کارگردان پاپت انیمیشن ژاپن بوده است. روزهای زمستانی علیرغم اینکه مجموعه بینظیری است از بهترین و شتاخته شده ترین کارگردانان انیمیشن جهان-از جمله یوری نورشتاین ، الکساندر پتروف، برتیسلاو پوجار، مارک بیکر و…- فقط نمایش محدودی در تعدادی جشنواره داشته و البته جوایزی هم کسب کرده اما ظاهرا تهیه کنندگان آن اصراری بر تبلیغ یا نمایش گسترده آن نداشته اند. مصاحبه ای که خواهید خواند، گفتگویی است با یوری نورشتاین، به بهانه اولین اپیزود روزهای زمستانی بنام Mad verse: In the withering gusts a wanderer، که نورشتاین کارگردانی کرده است. به دلیل طولانی بودن مصاحبه، آنرا در دو یا سه قسمت تقدیم شما میکنم.<br />
<br />
<font color="#f79646"><B>تذکر:</B></font> دربخشهایی از مصاحبه، نورشتاین و مصاحبه گر بحث در مورد انیمیشن را تقریبا به کنار میگذارند ومباحثات فلسفی و مذهبی را آغاز میکنند که بسیار هم طولانی است. خواندنش برای خودم جذاب بود-اینکه بدانیم کسی که دستپرورده نظام مارکسیستی است و قسمت عمده عمرش را در آن نظام زیسته ، تا این حد مذهبی است که میتواند یک مصاحبه تخصصی انیمیشن را به سوی زندگی قدیسان مسیحی بکشاند-اما در ترجمه برای وبلاگ ترجیح دادم که این قسمت ها را حذف کنم . به هر حال در پایان مطلب لینک منبع را خواهم داد. دوستانی که مسلما انگلیسیشان از من بهتر است میتوانند متن اصلی را بخوانند و حتما لذت خواهند برد.<br />
<br />
***********************************************************************<br />
<font color="#8064a2">ایده ساخت یک فیلم بر اساس یک مجموعه از اشعار باشو،نخستین بار به ذهن چه کسی رسید؟</font><br />
<br />
نورشتاین: در واقع ایده ساخت چنین فیلمی بر اساس یک زنجیره اشعار یا به زبان ژاپنی رنکو(شعر زنجیره ای-شعر پیوسته)، از خود ژاپنی ها بود. این رنکو از 36 قطعه تشکیل شده بود و هدف این بود که هر قطعه رابه یک کارگردان بدهند. کارگردانها محدودیتی در شیوه و سبک ساخت نداشتند در نتیجه هر کارگردان دقیقا بر اساس احساس و ادراک شخصیش، یک قطعه کوتاه انیمیشن میساخت واین قطعات بعدا به هم میپیوستند. ژاپنی ها میخواستند که این یک پروژه بین المللی باشد.در نتیجه کارگردانانی را از کشورهایی چون کانادا،چین،بلژیک ، روسیه و البته خود ژاپن دعوت کردند.هر کارگردان موظف بود که یک قطعه 30 ثانیه ای بسازد، بعدا کارگردان هنری مجموعه کیهاچیرو کاواموتو قطعات را در کنارهم قرار میداد و بوسیله یک راوی که اشعار را میخواند، بین قطعات ارتباطی برقرارمیشد. من برای ساخت انیمیشن بر اساس سه قطعه شعرآغازین روزهای زمستانی انتخاب شده بودم. چیزی که بلافاصله به ذهنم رسید یک پسر بود که روی یک منقل در حال پختن غذاست. او چند قطعه زغال را در منقل می اندازد. در بک گراند شما میتوانید کوهستان را ببینید و هوا که برفی است و تپه هایی زنگار گرفته. پسر به منقل پشت میکند. با نگاهی تحسین آمیز به منظره خیره میشود .غذا کمی میسوزد. پدر(یا هر بزرگتر دیگری) وارد میشود و احساس میکند که غذا درحال سوختن است. درحال ناسزاگقتن یک قوری برمیدارد و روی غذا آب میریزد و همزمان به پسر ضربه ای میزند. پسر وحشتزده میشود. پدر همچنان که ناسزا میگوید سرش را بلند میکند و با دیدن منظره برفی روبرو خشکش میزند. آب همچنان از قوری بر روی منقل میریزد…<br />
<br />
اما تهیه کننده با شنیدن این داستان به من گفت: به چی فکر میکنی؟ داستان از پاییز شروع میشود! زمستان بعدا از راه میرسد!!!و من ناچار شدم به صحنه دیگری فکرکنم و به جزئیات دیگر…<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267876043.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267876043.jpg]" /></div>
<font color="#8064a2">شعر زنجیره ای (linked verse) دقیقا به چه معناست؟ رنکوچیست؟</font><br />
<br />
نورشتاین: کل رنکو گرد یک دایره میچرخد و از یک شاعر به شاعر دیگر انتقال میابد. نفر اول سه قطعه نخست را میسراید، بعد نفر دوم دو قطعه بعدی را و نفر سوم دو قطعه بعدی را و همینطور نفر چهارم و پنجم و…الی آخر . بعد از شاعر نخست که 3 قطعه اول را میسراید، از شاعر دوم به بعد، هر شاعرابتدا آخرین قطعه از شعر قبلی را تکرار میکند و سپس دو قطعه به آن می افزاید. به این ترتیب مفهوم شعر زنجیره ای شکل میگیرد. مفهوم نهفته در شعر به تدریج شکل میگیرد و از یک شاعر به بعدی منتقل میشود تا نهایتا توسط یکی از شعرا کامل شود. تکمیل کننده حتی ممکن است همان نخستین شاعر باشد. در روزهای زمستانی ، باشو نخستین سه قطعه را آغاز میکند.او معلم و گرداننده بازیست. انرژی نهفته در سه شعر نخست ، تا آخرین قطعه را تغذیه میکند . ترجمه شعر هرگز نمیتواند به اندازه شعر اصلی اثرگذار باشد چراکه در فرهنگهای مختلف وزن ها متفاوتند و درنتیجه ریتم شعر نیز متفاوت است. شعر روسی و ژاپنی ساختمان کاملا متفاوتی دارند. یک ترجمه تحت الفظی از شعر گاهی کاملا نامفهوم از آب در میاید. ورا مارکواVera Markova، کسی که اشعار باشو را ترجمه کرد، شاعر بسیارخوبیست.خنده دار است که بگوییم کسی که شاعر نیست میتواند شعر ژاپنی را ترجمه کند. همین موضوع در مورد اقتباس از شعر ژاپنی به فیلم هم مصداق دارد. گاهی این اقتباس بسیار ناامید کننده میشود،بخصوص که بیش از30 ثانیه زمان در اختیار نداشته باشی. جدا میگویم که بسیار ساده انگارانه است اگر تصور کنیم که یک قطعه فیلم 30 ثانیه ای ، حتی قابل مقایسه با یکی از اشعار باشو است. فقط زمانی که تمام قدرت یک قطعه شعر در کوتاهی و موجز بودن آن شعر خلاصه شود، یک قطعه فیلم 30 ثانیه ای ممکن است بتواند به آن شعر نزدیک شود. اما در این مورد خاص ( روزهای زمستانی) ما در یک موقعیت خاص محاصره شده بودیم. در محاصره شخص دیگری (شاعر) قرار گرفته بودیم . در سیلاب شعر دست وپا میزدیم و نمیتوانستیم خودمان را خلاص کنیم. هر خلاقیتی که بخرج میدادیم تحت تاثیر انرژی نهفته در رنکو بود. من آدم تیزهوشی نیستم، در نتیجه بسختی میتوانستم که جان کلام شعر را در یک فیلم 30 ثانیه ای خلاصه کنم درحالیکه حتی یک دوبیتی ساده به تنهایی برای ساختن یک فیلم سینمایی کفایت میکند! شاید من میبایست قید نماهای معرف را میزدم و همه چیز را در یک نما تمام میکردم…اما به هرحال ، حالا دیگر خیلی دیر است …خیلی سخت است که چنین چیزی بگویم،اما کار کردن بر روی پروژه روزهای زمستانی بسیار سخت تر از کار بر روی پروژه شنل بود.من هرگز از بک گراندهایی با چنین جزئیاتی در شنل استفاده نکردم. با توجه به میزان کاری که برای روزهای زمستانی انجام شد، سرعت تهیه فیلم شنل در برابر سرعت تهیه روزهای زمستانی مثل سرعت نور بود! 9 ماه تلاش برای چیزی حدود دو دقیقه تولید! و نتیجه؟ برای من چندان مایه دلخوشی نیست…اگرچه که تهیه کننده بسیار راضی بود. من فکر میکنم که نتوانسته ام لحن مناسب را پیداکنم . در مورد تکنیک و جلوه های بصری صحبت نمیکنم . در مورد لحن و آهنگ لازم برای اجرای تصویری آن سه قطعه شعر صحبت میکنم. میخواستم با آن شعرها راحت باشم. استادی دراین است که بتوانی یک راه و روش مناسب را جایگزین دهها راه نامناسب بکنی ، در این صورت است که با کاری که انجام میدهی احساس راحتی میکنی . در این صورت است که استادانه کار میکنی.<br />
<br />
<font color="#8064a2">آیا میتوانید قطعه ای از باشو را که در اختیار داشتید، به زبان خودتان بخوانید؟</font><br />
<br />
نورشتاین: Mad verse”<br />
In the withering gusts,<br />
a wanderer …<br />
How much like Chikusai I have become<br />
<br />
شعر جنون آمیز<br />
<br />
درمیان تندبادهای ویرانگر<br />
<br />
سرگردانم….<br />
<br />
چقدر شبیه چیکوسای شده ام!<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267876073.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267876073.jpg]" /></div>
<font color="#8064a2">و این چیکوسای دقیقا چه کسی هست؟</font><br />
<br />
نورشتاین: یک شخصیت تخیلی در قصه های عامیانه ژاپنی هاست. بقدری به وجود او باور دارند که در بعضی شهرهای کوچک مردم او را به عنوان همشهریشان میشناسند! او یک دکان داروسازی دارد اماطبابت نمیکند! او یک دغلباز است و همه میدانند که او نمیتواند کسی را درمان کند.او بسیار شوخ وبذله گوهم هست…یک دلقک بیکاره…مثل احمق قصه های خودمان ایوانوشکا ( در عامیانه های روسی) رفتارهای احمقانه دارد، اما ابله نیست. برعکس بسیارهم زیرک و باهوش است. خودش را از قید و بند های زندگی رهانیده و نسبت به ثروت یا مذهب بی اعتناست. ژاپنی ها بسیار حیرت زده شدند زمانیکه این قطعه شعر را از باشو دیدند. آنها هرگز تصورنمیکردند که باشو و چیکوسای یکدیگر را دیده باشند. اما از دیدگاه من در فیلم-خداراشکر که من اینقدر نادانم!!!- باشو و چیکوسای حتما یکدیگر را ملاقات کرده اند. من صحنه را مانند یک سیرک دیدم و دو دلقک را در صحنه جای دادم. یک دلقک سفید بنام پیروت (باشو) و یک دلقک قرمز بنام هارلیکویین (چیکوسای) که میتواند شما را نیشگون بگیرد یا کلاهتان را قاپ بزند .<br />
<br />
<font color="#8064a2">در فیلم شما، چیکوسای به اینسو و آنسو میرود و بوسیله چیزی شبیه بوق به درختان گوش میکند! درست مثل پزشکی که با گوشی به صدای تنفس بیمارش گوش میدهد .تمام است…اصلا نیازی به بیان چیزی نیست…نیازی به توسل به شیوه های هنرمندانه برای نشان دادن لودگی او نیست…</font><br />
<br />
نورشتاین: صداهای متعددی (در این صحنه) وجود دارند، صدای یک دارکوب ، پرواز یک زاغچه، یک کرم که برگها را میجود…این بخش با صداهای درحال اوج زمانی پایان میگیرد که باد شروع به وزیدن میکند. چیکوسای باید با کمک صداهای پنهان معرفی میشد. درست همانطور که یک زلزله آغاز میشود.در ابتدا شما صداهایی را میشنوید انگار که زمین نفس عمیقی میکشد ، این یک هشدار برای شروع است و بعد لرزش شروع میشود. این صحنه هم مثل همان نفس عمیق شما را برای کل ماجرا آماده میکند. من با همین شیوه شروع پاییز را نشان دادم و همزمان چیکوسای راهم معرفی کردم . وگرنه میشد برای نشان دادن پاییز و زمستان فیلمی ساخت که چگونه درختان پیر نفس میکشند، چگونه غژغژ میکنند، چگونه ناله میکنند، چگونه شاخه ها از سرما میلرزند، چگونه درختان از نفس می افتند ویخ میزنند و…..<br />
<br />
<font color="#8064a2">شما گفتید که نتوانسته اید لحن مناسب را برای برگرداندن شعر روزهای زمستانی به انیمیشن پیدا کنید. ممکن است توضیح دهید که چه چیز اشتباه بود؟</font><br />
<br />
نورشتاین: شاید بهتر باشد که اپیزود را از اول شرح بدهم. چیکوسای درحال قدم زدن و گوش کردن به درختان و لگد زدن به برگهای خشک است که ناگهان کسی را میبیند. چیکوسای به آن شخص نزدیک میشود. برای او چه اهمیتی دارد اگر آن شخص باشو باشد؟ احتمالا او اصلا نمیداند باشو کیست. بعلاوه بر اساس تمام شواهد ایندو هرگز یکدیگر را ملاقات نکرده اند. اول به این دلیل که یکی از این دو( چیکوسای) یک شخصیت داستانی است! دوم اینکه ایندو نفر متعلق به دو دوره متفاوت از تاریخند. قبلا اشاره کردم که ژاپنیها چقدر از دیدن باشو و چیکوسای در کنارهم حیرت کردند. آنها گفتند که هرگز به چنین موقعیتی فکر نکرده بودند. من نمایش این موقعیت را مدیون نادانی و عدم آگاهیم از تاریخ ژاپن هستم. من فقط میدانستم که باشو در شعرش از چیکوسای نام برده است. به همین دلیل باشو و چیکوسای برای من به یک اندازه اهمیت پیدا کردند!!!. به هر حال(در فیلم) آنها هر دو به یک اندازه فقیرند. هردو سوراخهایی در کیمونوهایشان(که به هم هدیه میدهند) دارند. اما در واقعیت، مبادله بین این دو شخصیت اصلا اینگونه نیست. مبادله فیزیکی نیست. مبادله بین شاعر است و مخلوقش در یک شعر…در فیلم هردو آنها ژنده پوشند.اما این ژنده پوشی باید باعث خنده شود،نه اینکه حس غمخواری و شفقت را در بیننده بیدار کند. جوهره داستان من در همین مبادله کهنه پاره ها بین دو آدم معمولیست که سرشار از حس زندگی هستند و رسیدن به هماهنگی ،اگرچه که باشو نه یک آدم معمولی، که یک شاعر بزرگ بوده….<br />
<br />
<div align="CENTER"><img src="http://cgload.com/images/1267876116.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267876116.jpg]" /></div>
<font color="#8064a2">بنظر نمیرسد که باشو علیرغم اینهمه استعداد ، انسان مغروری بوده ؟</font><br />
<br />
نورشتاین: مغرور؟ بنظر شما کسی که چنین شعری میگوید میتواند مغرور باشد؟<br />
<br />
شاید آن باد<br />
<br />
که سرما دمیده در روح من<br />
<br />
استخوانهای شما را(نیز) از هم بپاشاند<br />
<br />
چیزی در این شعر وجود دارد که ذره ای غرور آشکار کند؟ در قلب او حتی برای لحظه ای هیچ جایی برای غرور نبوده… بگذریم…بیایید به بحث خودمان برگردیم…داشتم میگفتم که چیکوسایی غریبه ای را در در جنگل میبیند (که ما میدانیم باشو است). چیکوسای متوجه میشود که غریبه در حال شکار شپش های درختان است. او مثل یک بچه مجذوب حرکات غریبه میشود و بعد او هم مینشیند و به باشو در شکار شپش ها کمک میکند!کمی بعد تر، زمانی که باشو سوراخهایی در لباسهایش پیدا میکند، چیکوسای نیزسوراخهایی در لباسش میابد. نهایتا آندو شروع میکنند به مقایسه سوراخهای لباسهایشان…کدامیک بزرگتر است؟ چیکوسای وانمود میکند که او هم مثل باشو یک مسافر است و شروع میکند به رجز خوانی.بعد متوجه میشود که کلاه باشو بسیار مستعمل و غیرقابل استفاده است. درنتیجه کلاه خودش را به باشو میدهد و کلاه او را میگیرد واز هم جدا میشوند. باد به شدت شروع به وزیدن میکند و کلاه چیکوسای را با خود میبرد. چیکوسای به دنبال کله میدود و سعی میکند آنرا بگیرد و بالاخره با کمک عصایش موفق به گرفتن آن میشود. اما متوجه میشود که سوراخی که درکلاه بود بزرگتر شده است . او دوباره کلاه را به آسمان پرت میکند. یک وزش شدید باد کلاه را در هوا میچرخاند. در همان حال باشو نیز در جهت مخالف در حال دور شدن است. درحالیکه باد و برگها لباسهایش را کثیف و آلوده کرده اند.اما او اهمیت نمیدهد و به راهش ادامه میدهد…<br />
<br />
به هرحال این کل داستان بود…وقتی که من در رابطه با لحن داستان و روح حاکم بر آن صحبت میکنم، منظورم این است که نتوانسته ام ظرافت نهفته در زیر سادگی ظاهری این دو شخصیت را نشان بدهم.منظورم آنچیزیست که نقش سرنوشت و تقدیر را تشدید میکند.تقدیر یک مسافر ساده . تقدیر مردی که سرنوشت میپذیرد و میتواند در هر لحظه که سرنوشت برایش رقم زده بمیرد. من میخواستم ماهیت انتقال از یک موقعیت ساده کمیک به یک موقعیت تراژیک را نمایش بدهم. من حتی از صدا ها برای رسیدن به این ماهیت استفاده کردم. وقتی که آن باد تند شروع به وزیدن میکند و تا آنجا پیش میرود که گویی قصد پاره کردن لباسهای کاراکترها را دارد، صدای زنگهای یک صومعه شنیده میشود. در آغاز این فقط صداییست در بک گراند صداها، اما در پایان این صدا بر کل فضا تاثیر میگذارد. زنگها با قدرت هرچه تمامتر نواخته میشوند. گویی درحال رقم زدن سرنوشت هستند.<br />
<br />
مترجم:مهبد بذرافشان<br />
<br />
منبع: انيميشن امروز]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شكايت نويسنده چيني از كارگردان «آواتار»]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5578</link>
			<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 11:37:45 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5578</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">يك نويسنده چيني قصد دارد از جيمز كامرون، كارگردان فيلم «آواتار» مبني بر برداشت غيرمجاز از رمانش شكايت كند.</font><br />
<br />
<div align="CENTER">  <img src="http://cgload.com/images/1267875406.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267875406.jpg&#93;" /></div>
 اين نويسنده چيني مدعي شده است كه كامرون براي ساخت فيلم «آواتار» از رمان اين نويسنده استفاده كرده است.<br />
<br />
او كه ژو شاموئو نام دارد معتقد است 80 درصد اتفاقات رخ داده در فيلم مشابه وقايع رخ داده در رمان او است.<br />
<br />
او مي گويد نزديك به هفت سال صرف نوشتن رمانش كه متشكل از يك ميليون و 200 هزار لغت است، كرده است.<br />
<br />
او مي گويد: رمان من درباره سفر چند دانشمند به سياره ديگري است كه آدم‌هاي آن پوستي آبي رنگ دارند درست مشابه آنچه در «آواتار» مي‌بينيم.<br />
<br />
او همچنين افزود: زماني كه فيلم را ديدم واقعاً شوكه شدم. چرا كارگرداني مثل كامرون از رمان نويسنده اي مثل من كه تنها در كشورم شناخته شده‌ام، اقتباس غيرقانوني كند؟<br />
<br />
اين نويسنده مدعي است جيمز كامرون بايد 97 ميليون دلار به عنوان خسارت به او بدهد. رمان او به صورت آن لاين منتشر شده است.<br />
<br />
اين اولين باري نيست كه كامرون به اقتباس غيرمجاز متهم مي‌شود.<br />
<br />
او پيش از اين نيز از سوي هرلاند اليسون براي فيلم ترميناتور متهم شده بود، اما اين اتهام را رد كرد.<br />
<br />
 <br />
 <br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">يك نويسنده چيني قصد دارد از جيمز كامرون، كارگردان فيلم «آواتار» مبني بر برداشت غيرمجاز از رمانش شكايت كند.</font><br />
<br />
<div align="CENTER">  <img src="http://cgload.com/images/1267875406.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267875406.jpg]" /></div>
 اين نويسنده چيني مدعي شده است كه كامرون براي ساخت فيلم «آواتار» از رمان اين نويسنده استفاده كرده است.<br />
<br />
او كه ژو شاموئو نام دارد معتقد است 80 درصد اتفاقات رخ داده در فيلم مشابه وقايع رخ داده در رمان او است.<br />
<br />
او مي گويد نزديك به هفت سال صرف نوشتن رمانش كه متشكل از يك ميليون و 200 هزار لغت است، كرده است.<br />
<br />
او مي گويد: رمان من درباره سفر چند دانشمند به سياره ديگري است كه آدم‌هاي آن پوستي آبي رنگ دارند درست مشابه آنچه در «آواتار» مي‌بينيم.<br />
<br />
او همچنين افزود: زماني كه فيلم را ديدم واقعاً شوكه شدم. چرا كارگرداني مثل كامرون از رمان نويسنده اي مثل من كه تنها در كشورم شناخته شده‌ام، اقتباس غيرقانوني كند؟<br />
<br />
اين نويسنده مدعي است جيمز كامرون بايد 97 ميليون دلار به عنوان خسارت به او بدهد. رمان او به صورت آن لاين منتشر شده است.<br />
<br />
اين اولين باري نيست كه كامرون به اقتباس غيرمجاز متهم مي‌شود.<br />
<br />
او پيش از اين نيز از سوي هرلاند اليسون براي فيلم ترميناتور متهم شده بود، اما اين اتهام را رد كرد.<br />
<br />
 <br />
 <br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[«نورم شمالي» انيميشن سه بعدي تازه سينما]]></title>
			<link>http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5577</link>
			<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 11:36:01 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://irancg.com/forum/showthread.php?tid=5577</guid>
			<description><![CDATA[<font color="#f79646">انيميشن «نورم شمايل» يك كار كمدي است كه به صورت سه بعدي تهيه مي‌شود. شركت مستقل فيلمسازي لاينزگيت تهيه‌كننده اين فيلم است.</font><br />
<br />
<div align="CENTER">  <img src="http://cgload.com/images/1267875319.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267875319.jpg&#93;" /></div>
 شركت لاينزگيت اين فيلم را با همكاري استوديوي انيميشيني كرِست تهيه خواهد كرد و هنوز زماني براي شروع كار ساخت آن تعيين نشده است.<br />
<br />
تهيه‌كنندگان فيلم اميدوارند تا اواسط سال 2012 آن را آماده نمايش عمومي كنند.<br />
<br />
فيلمنامه فيلم را زوج فعال آلتيره (استيون و دانيل) نوشته‌اند.<br />
<br />
خط اصلي قصه فيلم درباره يك خرس قطبي به نام نورم است. اين خرس در يك ايستگاه تحقيقاتي دور افتاده براي خودش يك پناهگاه پيدا مي‌كند. او پس از بين رفتن خانه‌اش در دل كوه‌هاي پر برف، مجبور مي‌شود راهي اين پناهگاه تازه شود. در اين محل، نورم با سه حيوان كوچولو روبرو مي‌شود كه ايستگاه را متعلق به خودش مي‌دانند. اين حيوانات كوچولو به سرعت تحت تاثير نورم قرار مي‌گيرند و شروع به تقليد ازتمام كارهاي او مي‌كنند.<br />
<br />
هنوز كارگرداني براي «نورم شمالي» انتخاب نشده است.<br />
<br />
اولين همكاري شركت انيميشني لاينزگيت و كراست «آلفا و اومگا» نام دارد كه اين انيميشن كامپيوتري ماه اكتبر اكران عمومي خواهد شد.<br />
<br />
آنتوني بل و بن گلاك كارگردان اين انيميشن هستند.<br />
<br />
بازيگراني مثل جاستين لانگ، كريستينا ريچي، دني گلاور و دنيس هاپر صداي خود را به كاراكترهاي كارتوني فيلم قرض داده‌اند.<br />
<br />
«نورم شمالي» اولين انيميشن سه بعدي شركت لاينزگيت است. اين شركت پس از موفقيت نسخه‌هاي سه بعدي تعدادي از انيميشن‌هاي مطرح يك سال اخير، تصميم به توليد سه بعدي انيميشن خود گرفت.<br />
<br />
تماشاگران سينما طي ماه‌هاي اخير از انيميشن‌هاي سه بعدي «بالا»، «عصر يخي3» و «هيولاها عليه بيگانه‌هاي فضايي» استقبال خوبي كرده‌اند.<br />
<br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="#f79646">انيميشن «نورم شمايل» يك كار كمدي است كه به صورت سه بعدي تهيه مي‌شود. شركت مستقل فيلمسازي لاينزگيت تهيه‌كننده اين فيلم است.</font><br />
<br />
<div align="CENTER">  <img src="http://cgload.com/images/1267875319.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267875319.jpg]" /></div>
 شركت لاينزگيت اين فيلم را با همكاري استوديوي انيميشيني كرِست تهيه خواهد كرد و هنوز زماني براي شروع كار ساخت آن تعيين نشده است.<br />
<br />
تهيه‌كنندگان فيلم اميدوارند تا اواسط سال 2012 آن را آماده نمايش عمومي كنند.<br />
<br />
فيلمنامه فيلم را زوج فعال آلتيره (استيون و دانيل) نوشته‌اند.<br />
<br />
خط اصلي قصه فيلم درباره يك خرس قطبي به نام نورم است. اين خرس در يك ايستگاه تحقيقاتي دور افتاده براي خودش يك پناهگاه پيدا مي‌كند. او پس از بين رفتن خانه‌اش در دل كوه‌هاي پر برف، مجبور مي‌شود راهي اين پناهگاه تازه شود. در اين محل، نورم با سه حيوان كوچولو روبرو مي‌شود كه ايستگاه را متعلق به خودش مي‌دانند. اين حيوانات كوچولو به سرعت تحت تاثير نورم قرار مي‌گيرند و شروع به تقليد ازتمام كارهاي او مي‌كنند.<br />
<br />
هنوز كارگرداني براي «نورم شمالي» انتخاب نشده است.<br />
<br />
اولين همكاري شركت انيميشني لاينزگيت و كراست «آلفا و اومگا» نام دارد كه اين انيميشن كامپيوتري ماه اكتبر اكران عمومي خواهد شد.<br />
<br />
آنتوني بل و بن گلاك كارگردان اين انيميشن هستند.<br />
<br />
بازيگراني مثل جاستين لانگ، كريستينا ريچي، دني گلاور و دنيس هاپر صداي خود را به كاراكترهاي كارتوني فيلم قرض داده‌اند.<br />
<br />
«نورم شمالي» اولين انيميشن سه بعدي شركت لاينزگيت است. اين شركت پس از موفقيت نسخه‌هاي سه بعدي تعدادي از انيميشن‌هاي مطرح يك سال اخير، تصميم به توليد سه بعدي انيميشن خود گرفت.<br />
<br />
تماشاگران سينما طي ماه‌هاي اخير از انيميشن‌هاي سه بعدي «بالا»، «عصر يخي3» و «هيولاها عليه بيگانه‌هاي فضايي» استقبال خوبي كرده‌اند.<br />
<br />
 <br />
<br />
&lt;!--Session data--&gt;]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>